تبليغاتX
17ئیسفه ند.8مارس.
برای زن.بژی ئازادی و یه‌کسانی بۆ ژنان.ازادی زن ازادی جامعه است

 

 

 



لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 3:23 توسط ..::کۆمار‌[ج.ر]::..

مریم افشنگ - بی بی سی فارسی - همزمان با چهلمین روز از کشته شدن ندا آقا سلطان، ۸۰۰ تن از فعالان جنبش زنان و فعالان مدنی خواستار آزادی فعالان جنبش زنان شدند.

در اتفاقات روزهای گذشته چه قبل و چه بعد از انتخابات ریاست جمهوری در ایران زنان پا به پای مردان در انتخابات و در تمامی تجمعات اعتراضی شرکت کردند. بسیاری از آنها مضروب و تعدادی هم دستگیر شدند. ندا آقا سلطان نیز به عنوان یکی از اولین کسانی که در درگیری های بعد از انتخابات کشته شد به عنوان نماد اعتراض مردم ایران در دنیا شناخته شد.

در بخشی از بیانیه ای که فعالان جنبش زنان منتشر کردند آمده است: “فعالان جنبش زنان از روزهای نخست اعتراض های مدنی مردمی به روند نتایج انتخابات، در کنار مردها و همصدا با آنها از حق خود سخن گفته اند. آنها در دل رودخانه هایی که در خیابان ها به حرکت در می آمد حضور داشتند. هم در قلب خیابانها بودند و هم مثل همه خشونت ها قربانی ردیف نخست.”

آسیه امینی از فعالان جنبش زنان در این باره می گوید: “گاهی اوقات از ما می پرسیدند جنبش زنان چرا به طور مشخص در این میان حضور ندارد. پاسخ من این است که جنبش زنان جدا از بدنه عمومی مردم نیست، جدا از جامعه نیست و همیشه در دل آنها حضور داشته است.”

او در ادامه می افزاید: “در تمام این مدت هم فعالان جنبش زنان در بین مردم بودند. اصلا امروز فرصت صف آرایی مستقل از مردم وجود ندارد. همه دارند با مردم حرکت می کنند. جنبش زنان هم مانند سایر جنبش های اجتماعی دیگر. اما اتفاقا تنها مشخصه جنسیتی آنها این بود که دیده می شدند. شاید شغل آدم ها و موقعیت اجتماعی شان در این حرکت ها متمایز از سایرین نباشد ولی زن را به هر صورت شما به عنوان زن می شناسید.”

در وقایع روزهای اخیر چه قبل و چه بعد از انتخابات زنان حضور پررنگی داشتند. قبل از انتخابات تشکلی به نام “همگرایی گروه ها و فعالان جنبش زنان برای طرح مطالبات در انتخابات” تشکیل شد. فعالان جنبش زنان ایران در روزهای پس از انتخابات هم صف آرایی مستقل از مردم نداشتند و حضور آنها و همچنین حضور دیگر زنان و دختران ایرانی در بین معترضان به نتایج انتخابات در خیابان ها، رسانه ها و بسیاری از مردم در اقصی نقاط جهان را تحت تاثیر قرار داد.

آسیه امینی در این رابطه می گوید: “شاید کسانی که حرکت آرام و هوشمندانه زنان را در این سالها ندیده و لمس نکرده اند باعث حیرتشان می شود، و از خود می پرسند این تعداد زن، این همه شجاعت و جسارت در خیابان ها چه می کند، و پاسخی هم برایش ندارند.”

او در ادامه افزود: “اما زنانی که در دل جامعه ایرانی دارند زندگی می کنند کاملا این مساله برایشان قابل لمس و باور است. آنها در این سالها این زنها را دیده اند و خود نیز جزو آنها بوده اند.”

حضور زنان در تجمعات اعتراضی نه تنها پر رنگ و قابل توجه بود که بسیاری از سنت ها را هم شکست و خط قرمزها را پشت سر گذاشت. در نماز جمعه ای که بعد از اعلام نتایج انتخابات به امامت اکبر هاشمی رفسنجانی برگزار شد تعداد زیادی از زنان در کنار مردان بدون رعایت تقدم مردان در صفوف نماز بر زنان، مراسم نماز جمعه را به جای آوردند. بسیاری از آنها بر خلاف سنت نمازگزارن سی سال گذشته بدون چادر و تنها با مانتو و روسری نماز خواندند.

از سوی دیگر در وقایع روزهای اخیر این فقط مردان نبودند که بهای اعتراضات شان را پرداختند. بسیاری از زنانی که در جمع معترضان بودند، مورد هجوم و سرکوب نیروهای امنیتی قرار گرفتند. بسیاری از آنها دستگیر و حتی قربانی هم شدند.

آسیه امینی نیز به هزینه هایی که زنان در این میان پرداخت کردند اشاره می کند و می گوید: ” در این ایام اولین زنی که خبر شهادتش دنیا را تکان داد ندا بود. ندا دختری مثل تمام دخترانی بود که در اطراف ما هستند. همه آنها می توانستند جای ندا باشند برای اینکه در آن روز ما دیدیم که چه تعداد دختر مانند ندا در خیابان است.”

خانم امینی همچنین گفت: “در شرایطی که اکثر گروه های اجتماعی امکان بیانات اجتماعی شان را نداشتند گروهی مانند مادران عزادار شکل گرفت. آنها شروع به سامان دادن این ماجرا کردند که بیاییم و برای فرزندانمان سوگواری کنیم و این سوگواری باز بیان اعتراض آمیز به شرایط شد.”

نسرین ستوده حقوقدان و از فعالان حوزه زنان درباره حضور زنان در وقایع اخیر می گوید: “ابتدا باید به فیلم هایی که پیش از این روی خبرگزاری ها مخابره شده بود که صورتهای خون آلود دختران ایرانی را نشان می داد، همچنین وضعیت فعالان جنبش زنان که مدام بین زندان و منزل در رفت و آمد بودند و مدام در فرودگاه ها ممنوع الخروج می شدند توجه کرد.”

نسرین ستوده در ادامه گفت: “یک نکته حائز اهمیت است. در تمام جنبش های مدنی ایران و همچنین انقلاب سال ۱۳۵۷ در هزینه کردن کسی با زنان مشکلی نداشت. همه آنها را به هزینه کردن تشویق می کردند و زنان در این راه پیشقدم بودند برای اینکه به شرایط بهتری دسترسی پیدا کنند. آن مرحله ای که همواره زنان نادیده گرفته شدند زمانی است که قرار بوده امتیازات ناشی از این حرکت اجتماعی به مردم داده شود. در آنجا بارها شاهد بودیم و تجربه تاریخی نشان داده زنان در این قسمت نادیده گرفته شده اند.”

خانم ستوده همچنین می گوید در اتفاقات اخیر زنان یا در تظاهرات خیابانی شرکت می کنند یا به صورت مادران، همسران و خواهران کسانی که بازداشت و یا کشته شده اند در این جنبش مشارکت دارند.

او همچنین گفت: “به دلیل نقش تاریخی و انسانی که همه جوامع بشری برای مادران قائل هستند حضور آنها و مشارکتشان در وقایع اخیر مهم است و نقش پررنگی دارند، به ویژه احساساتی که زمانی که مادری فرزندش را از دست می دهد، برانگیخته می شود.”

خانم ستوده افزود: “در موارد متعددی که منجر به شهادت افراد شد شاهد بودیم که مادران می گفتند بیش از ۴۰ روز به مراجع مختلف مراجعه کرده و عکس فرزنداش را برده و با جواب سربالای مسئولان مواجه شده بودند. این تاثر برانگیز است چرا که نه تنها قانون در این مورد نادیده گرفته شده بلکه حقوق اولیه انسانی هم در این قضیه زیر پا گذاشته شده است.”

جدا از بیانیه روز پنجشنبه، چندی پیش و در واکنش به دستگیری های پس از انتخابات نیز ۶۰۰ تن از فعالان جنبش زنان در بیانیه جداگانه دیگری خواستار پایان دادن به خشونت ها علیه مردم شدند.

در بخشی از این بیانیه نیز آمده بود: “ما، جمعی از فعالان جنبش زنان، ضمن محکوم کردن تمامی اقدامات خشونت بار و تحقیر آمیزی که در این سال ها علیه زنان و مردان ایران و در جهت سرکوب آن ها صورت گرفته است و می گیرد، با تاکید بر تداوم تلاش برای احقاق خواسته های جنبش زنان که نقش مهمی در این سال ها در افزایش آگاهی و مبارزات مدنی داشته است، همبستگی خود را با معترضان به نتایج انتخابات اعلام می داریم، و خواستار آزادی بی قید و شرط بازداشت شدگان روزهای اخیر، و تامین وتضمین آزادی های مدنی و سیاسی در ایران هستیم.”

بسیاری معتقدند حضور زنان در خیابانها به دنبال اعتراضاتی که پس از تقلب انتخاباتی انجام شد جامعه‌ مدنی را به حرکت درآورد و مشوق، اطمینان‌دهنده و امیدوارکننده برای کسانی بوده که در این تظاهرات خیابانی شرکت کردند.



لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 3:22 توسط ..::کۆمار‌[ج.ر]::..

 تيم ملي فوتبال زنان ايران

فوتبال زنان
 
football_zan.gif

عکس دختر زیبارو

 

 

عکس دختر زیباروزنان ورزشكار کشور

 

عکس دختر زیبارو

 

عکس دختر زیبارو

 زنان ورزشكار کشور

عکس دختر زیبارو

 

عکس دختر زیبارو

 

عکس دختر زیبارو

 

عکس دختر زیبارو

 زنان ورزشكار کشور

عکس دختر زیبارو

 

عکس دختر زیبارو

 

عکس دختر زیبارو

 

عکس دختر زیبارو

 

عکس دختر زیبارو



لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 3:17 توسط ..::کۆمار‌[ج.ر]::..

 

بازداشت شماری زيادی از فعالان حقوق زنان

تجمع آرام فعالین حقوق زنان در برابر دادگاه انقلاب در اعتراض به فشارهای امنیتی وارده و احضارهای متعدد این فعالان که از ساعت ٣٠/٨ صبح امروز آغاز شده بود، با حمله پلیس امنیت و بازداشت شمار زيادی از آنها به خشونت کشیده شد.

Sun / 04 03 2007 / 9:41

تجمع آرام زنان در جلوی دادگاه انقلاب به خشونت کشیده شد

از ساعت ٣٠/٨ صبح امروز طبق فراخوان قبلی، عده‌ای از فعالان جنبش زنان ایران کنار در ورودی دادگاه انقلاب حضور پیدا کردند تا نسبت به روند غیر قانونی بازداشت، بازجویی و دادگاه فعالان جنبش زنان در یک سال گذشته اعتراض کنند.
همزمان با اين تجمع، نوشین احمدی خراسانی، پروین اردلان، شهلا انتصاری، فریبا داوودی مهاجر و سوسن طهماسبی همراه با وکلای خود در داخل ساختمان دادگاه انقلاب بودند تا جلسه رسیدگی به اتهامات آنها برگزار شود.
بنا بر گفته حاضران بعد از حدود نیم ساعت از حضور افراد که پلاکاردهایی را در دست داشته و در سکوت تجمع کرده بودند، دو مامور نیروی انتظامی، یک مامور لباس شخصی و یک زن ملبس به چادر به سوی تجمع کنندگان آمدند و شروع به ناسزاگویی کرده و پلاکاردهای حاضران را پاره کردند. این ماموران تلفن همراه یکی از زنان را ضبط کرده و اعلام کردند که از بالا دستور آمده است زود محل را ترک کنید و ماشین های ماموران در راه هستند.
یک افسر نیروی انتظامی كه در حال کتک زدن، هول دادن و ناسزاگویی به زنان تجمع کننده بود، آنان را با جملاتی همچون "همه شما را از درخت آویزون می‌کنیم" و "همه تون را بازداشت می کنیم" تهدید می‌كرد.



فعالان جنبش زنان به اداره مفاسد اجتماعی انتقال داده شدند.

زنستان: طبق آخرین اخبار رسیده، تعداد دقیق بازداشت شده گان تجمع امروز صبح که مقابل دادگاه انقلاب برگزار شد، سی و سه نفر است. ماموران بازداشت شده گان را به اداره مفاسد اجتماعی واقع در خیابان وزرا انتقال داده‌اند.
اسامی بازداشت شدگانی که تا الان به دست ما رسیده است:
آسیه امینی، ژیلا بنی‌یعقوب، محبوبه عباسقلی‌زاده، محبوبه حسین‌زاده، سارا لقمانی، زارا امجدیان، مریم حسین‌خواه، جلوه جواهری، نیلوفر گلکار، پرستو دوکوهکی، زینب پیغمبرزاده، مریم میرزا، ساغر لقایی، ساقی لقایی، ناهید کشاورز، مهناز محمدی، نسرین افضلی، طلعت تقی‌نیا، فخری شادفر، مریم شادفر، الناز انصاری، فاطمه گوارایی، آزاده فرقانی، سمیه فرید، مینو مرتاضی، سارا ایمانیان ، ناهید جعفری، سوسن طهماسبی، پروین اردلان، نوشین احمدی خراسانی.
منابع دیگری از بازداشت شادی صدر نیز خبر می‌دهند که این خبر هنوز تایید نشده است.


گزارش سايت «ميدان» از بازداشت دهها نفر توسط پليس امنيتی

سايت ميدان - دهها نفر از فعالان جنبش زنان كه در مقابل دادگاه انقلاب در اعتراض به فشارهای غيرقانونی ديگر فعالان زن تجمع كرده بودند، خود بازداشت شدند. برخی از فعالان كمپين‌های «قانون بی‌ سنگسار» و «يك ميليون امضا» در ميان دستگير شدگان هستند.

به گفته يكی از حاضران در اين تجمع، پلاكاردهايی كه اين زنان در دست داشتند از جنس كاغذ مقوايی بود و برروی آنها نوشته شده بود:
طبق اصل ٢٧ قانون اساسی تجمع مسالمت آميز قانونی است
ما هم در تجمع مسالمت آميز ٢٢ خرداد شركت داشتيم

پلاكاردها بدون استفاده از چوب تهيه شده بوده كه ظاهرا به اين دليل بوده است كه در تجمع‌های مسالمت‌آميز پيشين، پلاكاردهای چوبين توسط نيروهای امنيتی برای كتك زدن تجمع‌كنندگان بكار گرفته شده است.
به گفته يكی از حاضران در اين تجمع، عده‌ای حدود چهل نفر از فعالان جنبش زنان ايران از ساعت ٣٠/٨ صبح امروز طبق فراخوان قبلی، كنار در ورودی دادگاه انقلاب در تقاطع خيابانهای معلم و شريعتی حضور پيدا كردند تا نسبت به روند غير قانونی بازداشت، بازجويی و دادگاه فعالان جنبش زنان در يك سال گذشته اعتراض كنند. اين درحالی بود كه افراد عادی نيز كه برای رسيدگی به پرونده‌های قضايی خود به دادگاه مراجعه می‌كردند نيز در همان حوالی حضور داشت.
اين فرد جريان برخورد يكی از افراد انتظامی را با تجمع كنندگان چنين گزارش می‌دهد "وقتی كه به ما گفتند كه چرا آمده‌ايد، گفتيم كه ما هم مثل بقيه آمده‌ايم ببينيم تكليف دوست‌هايمان چه می‌شود. يك آقای آنجا بود كه با لحنی بسيار دور از ادب و بالحنی تحقيرآميز با ما برخورد می‌كرد. اين فرد بازوی مرا گرفت و پرت كرد. همچنين يكی از مردان شركت كننده در تظاهرات را بشدت هل داد و به طرفی پرت كرد. او همه را هل می‌داد و تحقير می‌كرد. بعد ما شنيديم كه می‌گفتند از اين فيلم بگيريد، و محبوبه را تهديد كرد. ظاهرا يك آقايی با تلفن همراه داشت فيلم می‌گرفت. محبوبه جلو رفت و گفت كه اسم من محبوبه عباسقلی‌زاده است، می‌توانيد از من فيلم‌ بگيريد."
اين ناظر ادامه می‌دهد "يك خانم و آقای ديگر هم بودند كه خيلی مودبانه برخورد می‌كردند. ما پلاكاردها را جمع كرديم و به آن خانم گفتيم كه چون شما می‌گوييد، ما جمع می‌كنيم."
به نقل از مريم كيان ارثی و افروز مغزی، اعضای شبكه وكلای داوطلب، پليس امنيت ملی بيش از بيست نفر را دستگير كرده و به اداره مفاسد اجتماعی واقع در خيابان وزراء تهران برده است. متفرق كردن تجمع كنندگان با توهين صورت گرفته .
گفته می‌شود پليس امنيت ملی كه دستور ويژه از دادستان می گيرد اختياراتی بيش از ساير نيروها دارد و خشن تر از پليس معمولی اقدام می كند.
به گفته محمد مصطفايی وكيل دادگستری اين دستگيری فعالان امور زنان مخالف با مفاد قانون اساسی است. به گفته اين عضو شبكه وكلای داوطلب اصل ٢٧ قانون اساسی مقرر می دارد تشكيل اجتماعات و راهپيمايی ها ، بدون حمل سلاح ، به شرط آنكه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است. بنابراين چون اين تجمع بدون حمل سلاح بوده و اختلالی در مبانی اسلام بوجود نمی آورد، قانونی بوده و بازداشت شركت كنندگان در آن غير قانونی است و بايد هر چه سريعتر آزاد شوند. از طرفی بازداشت افراد بايد مبنای قانونی داشته و با دستور مرجع قضايی باشد و علت آن نيز اعلام شود.
خانم غيرت عضو هيات مديره كانون وكلا در محل بازداشتگاه حاضر خواهد شد. مريم كيان ارثی و افروز مغزی، دو تن از وكلای شبكه وكلای دواطلب به همراه ده نفر ديگر هم اكنون برای پيگير دستگيری ها در مقابل كميته وزرا حاضر هستند.


خانواده‌ها و عده‌ای از فعالان جنبش زنان وارد اداره مفاسد اجتماعی وزرا شدند

زنستان: آخرين اخبار رسيده حاكی از آن است كه عده ای از خانواده های بازداشت شدگان به همراه جمعی از فعالان جنبش زنان از جمله منصوره شجاعی، ناهيد ميرحاج، خديجه مقدم، بيتا طاهباز، فخری شادفر و افروز فروزند وارد ساختمان مفاسد اجتماعی وزرا شده اند و اعلام كرده اند تا زمانی كه بازداشت شدگان را آزاد نكنند، بيرون نخواهند رفت.
از ميان خانواده های بازداشت شده گان همسران نوشين احمدی خراسانی، شادی صدر، آسيه امينی و نيلوفر گلكار و ‍‍ژيلا بنی‌يعقوب به همراه پدر شهلا انتصاری و جمعی ديگر وارد ساختمان وزرا شده‌اند.
از سوی ديگر زهره ارزنی يكی از وكلای جمعی از بازداشت شدگان به همراه مادر جلوه جواهری و پدر نيلوفر گلكار راهی دادگاه انقلاب شده‌اند تا با قاضی كشيك ملاقات كنند و خواهان آزادی هرچه سريعتر بازداشت شده گان شوند.


بیانیه خانواده‌ها و کلای بازداشت شدگان و فعالان جنبش زنان

زنستان: در پی انتشار بیانیه حمایتی جمعی از فعالان حنبش زنان در ارتباط با برگزاری دادگاه پنج نفر از اعضای جنبش (نوشین احمدی خراسانی، پروین اردلان، شهلا انتصاری، فریبا داوودی مهاجر و سوسن طهماسبی) و در اعتراض به دستگیری و احضار افراد دیگری از جنبش زنان ، تجمع مسالمت آمیزی امروز، سیزده اسفند مقابل داگاه انقلاب واقع در خیابان معلم برگزار شد.
دقایقی پس از آغاز تجمع نیروی انتظامی به تجمع کنندگان حمله کرده و انان را مورد ضرب و شتم قرار داده و حدود چهل نفر از افراد را نیز بازداشت کردند.
اخبار ضد ونقیضی که از دستگاه قضایی و نیروی انتظامی به بیرون درز کرده است، سمت و سوی مشخصی نداشته که این امر نگرانی خانواده ها و وکلای دستگیر شدگان را به همراه دارد. از ساعت نه صبح تاکنون( شش و نیم بعدازظهر) جمع زیادی از خانواده های دستگیر شدگان ، وکلا و فعالان جنبش زنان در مقابل بازداشتگاه وزرا جمع شده و در انتظار آزادی زنان به سر می برند.

اسامی دستگیر شدگان:
نوشین احمدی خراسانی- پروین اردلان- ناهید کشاورز- محبوبه حسین زاده- محبوبه عباسقلی زاده- نیلوفر گلکار- پرستو دوکوهکی- مریم میرزا- مریم حسین خواه- ناهید جعفری- مینو مرتاضی- فاطمه گوارایی- شهلا انتصاری- سوسن طهماسبی- آزاده فرقانی- ژیلا بنی یعقوب- ناهید انتصاری-آسیه امینی- شادی صدر- ساقی لقایی- ساغر لقایی- الناز انصاری- سارا ایمانیان- جلوه جواهری- زارا امجدیان- زینب پیغمبرزاده - نسرین افضلی- مهناز محمدی- سمیه فرید- فریده انتصاری- رضوان -مقدم- سارا لقمانی

بازداشت شدگان به بند دویست و نه زندان اوین منتقل شدند

زنستان: طبق آخرین اخبار بازداشت شده گان را در دو مینی بوس سوار کرده و به بند دویست و نه بازداشتگاه اوین منتقل کرده اند. بند دویست و نه زندان اوین متعلق به وزارت اطلاعات است.
خانواده های بازداشت شدگان در بیرون بازداشتگاه وزرا دست به اعتراض زده اند و یک خبرنگار هلندی حاضر در محل نیز دستگیر شده است.
ماموران به خانواده‌های بازداشت شده گان اطلاع داده اند که لااقل تا فردا کسی آزاد نخواهد شد و فردا با خانواده برخی از زنان تماس خواهند گرفت تا برای آزادی آنها وثیقه تهیه کنند و سایر زنان کماکان بازداشت خواهند ماند.





لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 3:7 توسط ..::کۆمار‌[ج.ر]::..

 

01 - سومين جشنواره بين المللی (؟!) زنان سرزمين من by ZhuPix.

 

 



لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 3:2 توسط ..::کۆمار‌[ج.ر]::..

 

مهرانگيز کار - چهارشنبه 30 مرداد 1387 [2008.08.20]

po_mehrangiz_kar_01.jpg

پياپي خبر مي رسد: "يک همبستگي، يک ائتلاف زنانه در ايران در حال شکل گيري است که تازگي دارد." اين ‏همبستگي را در حرکت هاي انقلابي سال هاي 1356 و 1357 شاهد بوده ايم. پس از آن تفرقه افکندند و حکومت ‏کردند. جمعيت زنان پراکنده شد و بر سر حجاب اجباري، الغاء قانون حمايت خانواده و مانند آن، زنان رو در روي ‏يکديگر ايستادند.‏

اينک به نظر مي رسد روزگار ديگري آغاز شده و شايد بتوان از آن تفرقه و نفاق همچون روزگاري سپري شده ‏در زندگي زنان ايراني ياد کرد. انگيزۀ ائتلاف و همبستگي که تبديل به يک عامل محرکۀ سياسي شده است، جواز ‏چند همسري (تعدد زوجات) براي مردان است. ادبيات و فرهنگ و سنت هاي ايراني و اسلامي همه جا "هوو" را ‏توصيف کرده است. موجودي است که مي آيد تا خانواده را از شالوده ويران کند. زني است که هرچند خود زخم ‏ستم هاي جنسيتي را تا مغز استخوان تحمل کرده، به زن هم سرنوشت خود رحم روا نمي دارد. شريک سفرۀ نان، ‏شريک بستر عشق و شريک ارث و ميراث او از شوهر مي شود. هوو را همه پيرامون خود ديده ايم که وقتي ‏آمده، آن زن که مجبور به پذيرفتن اش شده رنگ باخته، لب گزيده، دست و پايش لرزيده، خون گريسته، اغلب ‏صبر پيشه کرده و هرگز نتوانسته َآن حقارت را که بر او روا داشته اند به فراموشي بسپارد. هوو را در شکل هاي ‏خاصي از جرايم ديده ايم که فرزندش به دست زن اول آزار مي بيند و حتي کشته مي شود. در سال هاي اخير کم ‏نبوده اند زناني که يا شوهر را زير تيغ خشم به قتل رسانده اند يا هوو را. در خانه هايي که همزيستي مسالمت آميز ‏است يا مسالمت آميز وانمود مي شود، هوو يک انسان غيرطبيعي است که زن اول يا به مصلحت يا به لحاظ ‏برخورداري از سرشت آسماني و همانندي با فرشته ها، همزيستي با هوو را شيرين مي يابد.‏

همۀ ما خوب مي دانيم در زمان هايي که ديگر "زمانۀ" ما نيست، زنان نازا گاهي به ازدواج همسرشان رضايت ‏مي دادند تا زير چتر حمايت مالي و شرافتي او باقي بمانند. اين موضوع پيچيده اي نيست که گاهي برخي مردان ‏فيلمساز ايراني در دوران جمهوري اسلامي خواستند آن را مثل يک کشف اجتماعي به نمايش بگذارند. فيلمساز ‏مشروعيت بخشيدن به پذيرفتن هوو تأکيد داشته بر مردسالاري و رخنه کردن در دل عوامل سانسور فيلم در ‏وزارت ارشاد اسلامي پشت آن پنهان شده است. البته در زمان هايي ديگر که ديگر زمانۀ ما نيست، گاهي زنان ‏براي شوهر خود به حواستگاري هم مي رفتند و دختري را به خانه مي آوردند که زيردست شان بار بيايد و از آنها ‏فرمان ببرد. مبادا بکلي بيخ شان را بزند و سرپناه و سرور از کف برود. منظور آن که زنان ايراني بسيار تدبيرها، ‏حيله ها، شگردها به کار بسته اند تا هوو را قابل تحمل کنند. تا خود و فرزندان شان کاشانه از دست ندهند. آنها ‏هوو را اگر هم تحمل کرده اند مثل کاسه اي دارو به تلخي زهرمار بوده که تجويز شده تا زني براي حفظ زندگي ‏آبرومندانه آن را سر بکشد. البته سر کشيده اند، اما مثل شرنگ و آن قدر که کامش تلخ شده، از شيريني بهره اي ‏نبرده است.‏

اينک آن تدبيرها، حيله ها، شگردها عمرشان تمام شده و زنان ايراني شرنگ را مثل داروي تلخ سر نمي کشند. ‏حتي به قيمت بي سرپناهي و بي سروري. درست است که شرايط نابسامان اقتصادي و آسيب پذيري هاي اجتماعي، ‏زنان وامانده در امرار معاش را پياپي مي بلعد و بر نرخ فحشا، اعتياد، جنايت، سرقت و ...، زنان مي افزايد. اما ‏حتي دراين شرايط ديگر "هوو" تحمل نمي شود. زنان از هر طبقه و گروه فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي با ‏صداي بلند مي گويند عشق شريک بردار نيست، عواطف مادري شريک بردار نيست، بستر کامجويي جنسي ‏شريک بردار نيست، ارث ناچيز زن از شوهر شريک بردار نيست. زنان ايراني از هر لايۀ اجتماعي به اين باور ‏رسيده اند که "غيرت" زن و مرد نمي شناسد. قانون گذار حق ندارد يک صفت انساني مانند حسادت، غيرت و ‏عصبيت را همچون صفتي مردانه به رسميت بشناسد. اين انحراف از قانون گذاري منتاسب با شئون انساني نيست. ‏ويژگي هاي انساني زن و مرد نمي شناسد. زن يا مرد نمي تواند جفت جنسي خود را در آغوش ديگري ببيند و کينه ‏و خشم بروز ندهد. کينه و خشم زنان که سنت و شرع و قانون آن را کنترل کرده در صورت تأکيد بي چون و ‏چراي قانون گذار بر چندهمسري بر هم انباشته مي شود و خانه اي که در آن زني کينه توز و خشمگين و ‏سرخورده زندگي مي کند جاي امني نيست. نه تنها براي زنان که براي مرد خانواده و بچه ها جهنم است. اما چه ‏شده که در روزگار ما هوو دارد تبديل به سوژه اي سياسي و ملي مي شود و اين همه جار و جنجال برانگيخته ‏است؟ موضوغ از هزار زاويه قابل بررسي است. از نگاه نويسنده، اين که يک حکومت بخواهد به هر موضوغ ‏رنگ سياست و ايدئولوژي و مذهب بدهد سرانجام کار دست خودش مي دهد.‏

چه ضرورتي داشت که آقايان همين که دروازه هاي قدرت به رويشان باز شد يک راست رفتند سراغ قانون ‏حمايت خانواده و شيوه هاي کنترل چند همسري را باطل کردند؟ چه ضرورتي داشت که آقايان بعد از آن هم آرام ‏نگرفتند و پس از سي سال جولان دادن در حوزۀ سلب حقوق مکتسبۀ زنان ديگربار بر آن شده اند تا قانون مدني ‏دوران رضاه شاه (سال هاي 13- 1309) را در زمينۀ چند همسري اعتبار بخشند. چرا رضاه شاه در تمام موارد ‏يک حاکم غير قابل دفاع و غير متشرع بوده ولي به زنان که مي رسد، قانون مدني مصوب دوران او در فصل ‏نکاح و طلاق و ارث عين ديانت و شريعت مورد قبول آقايان است و نمي توان در آن تجديد نظر کرد. گويي قانون ‏تعدد زوجات دوران رضا شاه حرف ندارد و بر ضد زنان امروز ايران لازم الاجرا است؟ يکي جواب بدهد و به ما ‏بگويد بالاخره کدام حق است و کدام باطل؟

از اين ها که بگذريم روزگار غريبي است نازنين. از بس خواستند ناموس زنان را با شلاق و زندان و جزاي نقدي ‏و توهين حفظ کنند، کار به جايي رسيده که تأکيد يک لايحۀ قانوني بر رواداري مجدد تعدد زوجات بدون رضايت ‏زن دارد تبديل به يک حرکت مي شود. راستي خوابش را هم مي ديديم؟ زنان تمام صحنه هاي انقلاب 57 و ‏اصلاحابت 76 را پر کردند و پس از سي سال که از مشارکت وسيع شان در انقلاب و يازده سال که از مشارکت ‏وسيع شان در اصلاحات مي گذرد و پس از آنکه به قول محافل رسمي و دولتي پشت استعمار را به خاک ماليده ‏اند، درجۀ ناکامي شان از حيث حقوق انساني به اندازه اي زحمت افزا شده که اينک وارد عرصۀ تازه اي از ‏مبارزه شده اند. اين مبارزه ابعاد سياسي و ملي به خود گرفته و سوء مديريت مديران به مبارزه با هوو وجهۀ ملي ‏داده است!‏



لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 7:12 توسط ..::کۆمار‌[ج.ر]::..

زن امروز را می‌گویم. این زن شاید جرمش این است كه هنوز بند اساطیر آدم وحوا و آن درخت ممنوعه خیالی، دست و پایش را بسته است.
این زن چند ثانیه بعد از آدم آفریده شده و همین چند ثانیه دیر آمدن و همین تفاوت بین جنس گل این و خاك آن، و همین بلندی گیسوان و ظرافت اندام، باعث این همه تبعیض شده است. و تاریخ را ببینیم كه چگونه بر این بندها افزوده و به آن‌ها پیچ و تاب داده، و زن امروز را ببینیم كه چگونه در افزونی این بندها كه سرنخ‌شان به كتاب و داستان و تخیل می‌رسد دست و پا می‌زند.

این فاصله‌ها، این قالب‌ها و این كلیشه‌ها از او یك زن ساخته. زنی كه انسان است، وجدان هم دارد، قلب هم دارد، جان هم دارد، شعور و احساس هم دارد، بچه هم دارد، خانه هم دارد و حق هم دارد.
و تاریخ را ببینیم كه بی‌اساس و در یك چارچوب از پیش تعیین‌شده، چگونه یوغ اسارت و حقارت را بر گردن او افكنده است.
و امروز این زنی كه روسری‌اش چند سالی است گل‌منگولی شده و از فرق سرش حركت می‌كند، این زنی كه رژ لبش را غلیظ‌تر از سابق و خط چشمش را نمایان‌تر از پیش می‌كشد، این زنی كه از او فقط های‌لایت زیتونی موهایش به چشم می‌آید و فقط رنگ نارنجی كیفش توی ذوق می‌زند، این زنی كه پاشنه مستطیلی كفش‌هایش دارد روی فكر و ذهن برخی  راه می‌رود، هرزه نیست



لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 7:8 توسط ..::کۆمار‌[ج.ر]::..



لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 7:6 توسط ..::کۆمار‌[ج.ر]::..

بە داخە وە ئە م وێبلاگە بە دە ستی کۆماری ئسلامی ئێران فیلتێر کراوە. بە ڵام من بە

زوویی وێبلاگێکی تر بە م شێوە یە درووست دە کە م توسط ..::کۆمار‌[ج.ر]::..
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------این ویبلاگ را جمهوری اسلامی ایران فیلتر کردە است کە من دوبارە یک وبلاگ تازە با همین عنوان خواهم ساخت.توسط ..::کۆمار‌[ج.ر]::..



لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 0:40 توسط ..::کۆمار‌[ج.ر]::..



لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 1:40 توسط ..::کۆمار‌[ج.ر]::..




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 1:18 توسط ..::کۆمار‌[ج.ر]::..

 
       
 

موضوع: زنان

 

نويسنده: پرستو.ک

   
     
ستون زنان و مـن! عالــي است! چه فرصتي از اين بهتر! بايد يک مقاله برايتان بنويسم. مثل همه مقاله هاي ديگري که در اين جور ستونها مي گذارند. از نوع درددلهاي جنس دومي و فريادهاي از سر حق خواهي و...
   

 

 

 

ستون زنان و مـن!
عالــي است! چه فرصتي از اين بهتر!
بايد يک مقاله برايتان بنويسم. مثل همه مقاله هاي ديگري که در اين جور ستونها مي گذارند. از نوع درددلهاي جنس دومي و فريادهاي از سر حق خواهي و جنگ و ستيزهاي تمام نشدني. منتها اول بايد يک موضوع خوب پيدا کنم!
به نظرتان يک مقاله سياسي، اجتماعي چطور است؟ با تيتر درشت:" زنان عليه زنان ". ميدانيد مادرم معتقد است ما بايد هر روز صبح که از خواب بيدار مي شويم شورت و جوراب شوهر از جان عزيزترمان! )همه کَسِمان( را به تن و پايش بپوشانيم و شبها هم که از سر کار بازمي گردد براي رفع خستگيش کمي کف پاهايش را ليس بزنيم. مادرم مي گويد زن بايد در خدمت مردش باشد. و وظيفه دارد به حرفهاي شوهرش خوب گوش بدهد. مي دانيد من آرزو مي کنم براي مجلس هشتم! هيچ زني راي نياورد. آخر انگاري مردهاي مجلس هفتم بيشتر از زنها دلشان براي ما مي سوزد. واي که چقدر نازنيند!!! آه! به من گفته اند در باب سياست نبايد بنويسم. آخر ممکن است مجله مان را فيلتر کنند و سردبير عزيز را بفرستند انفرادي و تا 48 ساعت هم نگذارند به کسي تلفن بزند. نه! اين غلطها به من نيامده است.
چطور است برايتان از بکارت بنويسم. از اجتماع چند سلول کوچک که همه شرف و انسانيت زنانه ما در ساحل آن لنگر انداخته است. واي ننگ بر من! چه رسوايي عظيمي. نکند فردا برادرم اينها را بخواند و رگ غيرتش بالا بزند و به اسم خدا و ناموس، خونم را حلال کند. نه! حالا حالاها قصد مردن ندارم.
خشونت چطور است؟ خوب کمي تکراري است ولي قصه هنوز و هميشه دنياي زنانه هاست. يک دختر بيست ساله مي شناسم که هر وقت از او مي پرسم به نظرت يک مرد خوب چه صفاتي بايد داشته باشد! سريع پاسخ ميدهد: مردي که زن را کتک نزند و بس! آمارها مي گويند شيوع پديده همسرآزاري در کشورمان بيش از 41 درصد است. آمارها از خودکشي مي گويند. از فرار دختران. آمارها البته اگر حقيقت داشته باشند، محرمانه اند. نبايد جايي درز کنند. ناسلامتي اينجا جمهوري است. اسلامي است. جمهوري اسلامي است.
آها! روسپيگري خوب است!! باب دل همه مجلات است. خوب برايشان مشتري جمع مي کند. شما آن برنامه کـــــاملا مستند فقر و فحشا را که ديده ايد؟ همان که تويش يک آقاي محترم شماره تلفن جگرکي محل را مي گيرد و کد اشتراکش را مي گويد و سفارش ده بيست پُـرس دختر دم کشيده و جاافتاده مي دهد براي فردا شب! استغفرالله. چرا قضاوت بد مي کنيد! خوب تقصير آن مردک چيست؟ آخر بازار روسپيگري بر عکس همه بازارها بر سيستم عرضه و تقاضا مي چرخد نه تقاضا و عرضه! تازه اگر عرضه بالا نرود، تقاضا هم بالا نمي رود! اي تف به گور اين زنهاي هرزه فاسد که پسرهاي از گل پاک تر ما را از راه بدر کرده اند. براي چه از اين انگلها بنويسم!
زنان سرپرست خانوار چطور است! اتفاقا مادر يکي از دوستان از همين گروه بود. زن سخت کوشي بود. زندگي خودش و سه دخترش را تامين مي کرد. حقوق مکفي اي به او نميدادند و هيچ حمايتي هم از جانب دولت برايشان صورت نمي گرفت. اين اواخر البته دوست هم به کمکش آمده بود. گفتم اين اواخر! ... زن بيچاره فوت کرد. موقع رد شدن از خيابان يک ماشين به او زد و البته در نرفت. ديه اش را هم گرفتند. ديه يک زن را! هر چند که براي خودش شيرمردي بود. اما قانون معتقد بود که نصف آدم است. خدايش بيامرزد. پشت سر مرده چه حرفي بزنم ...
چطور است برويم سر چاه پر عمق و آب سنت! همکارم شوهر ناراحتي دارد. از آنهايي که هر شب براي تفريح، زن را کمي چپ و راست مي کنند ومقداري بالا پايين مي اندازند و بعد هم براي حسن ختام يک دوجين حرف خوب بارش مي کنند و الي آخر ... همکارم معتقد است که زن بايد در هر شرايطي از شوهرش تمکين کند. مي گويد ما بايد صبور باشيم و گذشت کنيم تا در آخرت پاداش اين از خودگذشتگيمان را بگيريم! همکارم مي گويد زن حسابي بايد به پاي زندگيش بسوزد و مرگ بهتر از طلاق است!
...
ديروز صبح که توي تاکسي نشسته بودم، گوينده راديو داشت در باب شکرگزاري و فقر حرفهاي نابي! مي زد. اين شد که گوش تيز کردم:
"اي فقرا! شکرگزار باشيد، خدا دارد شماها را امتحان مي کند. پادشاهي زمين در آينده از آن شماست."
کسی چه می داند شايد اين قصه در مورد ما زنها هم صدق کند. بهتر نيست به جاي آه و فغان و ناله و زاري بنشينيم به شکرگزاري نعمتهايمــان؟! مثلا ما خيلي خوشبختيم که توي اين قرن زندگي مي کنيم. مي توانستيم هفتصد سال پيش از ميلاد يا حتي در عصر پادشاهي فراعنه متولد شده باشيم. آن وقت شوهرهايمان موقع رفتن به سفر، دور عضو جنسيمان کمربند آهني عفت مي بستند! تازه بايد شکرگزار باشيم که ايراني هستيم. مي توانستيم مصري، سوداني، کنيايي يا حتي يمني باشيم. محکوم به سنت حسنه ختنه! يا اگر يک زن افريقايي بوديم چه! آنهم قبل از به سر کارآمدن آبراهام لينکلن! سه سوت به دام بردگي و تجاوز مردان سفيدپوست مي افتاديم. واي اگر عرب بوديم مجبور مي شديم با هووهايمان زير يک سقف زندگي کنيم و هر سال هم براي بقاي نسل شوهرمان يک بچه پس بيندازيم. خدا را شکر که هندي هم نشديم. وگرنه تا حالا وادارمان کرده بودند خودمان رادر کنار جنازه شوهر از دست رفته مان بسوزانيم! و اگر افغاني بوديم دنيا را هميشه تورتوري مي ديديم که البته بهتر از سياه ديدن عراقي هاست. بنابراين خداي عزيز تو را شکر! شکر که ما زن خوشبخت ايراني هستيم



لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 1:14 توسط ..::کۆمار‌[ج.ر]::..

 
در مورخه : Thursday, March 22 @ 22:04:22 UTC
دکتر افراسیاب شکفته

در آغاز قرن شانزدهم(16م) میلادی امپراطوری شیعه مذهب صفویان بعنوان رقیبی در مقابل امپراطوری سنی مذهب عثمانی ظاهر گشت و جهت صدور ایدئولوژی و مذهب شیعه وعواملی دیگر با آن به تقابل برخواست. سرزمین و قلمرو ملت کرد در این گیر و دار مورد ادعا و خواسته هر دو امپراتوری فوق الذکر گردید.

ادامه مطلب


لينك ثابت نوشته شده در جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 8:51 توسط ..::کۆمار‌[ج.ر]::..

بی‌نظیـر بـوتـو تــرور شــد!

 
بی نظیر بوتو   بی نظیر بوتو، رهبر اپوزیسیون پاکستان و نخست وزیر سابق این کشور در پی شلیک گلوله و بمبگذاری تروریستی انتحاری، بعد از اتمام میتینگ انتخاباتی، کشــــــــته شـــــــــد......

 *  متــن کــامـل  * 



لينك ثابت نوشته شده در جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 8:49 توسط ..::کۆمار‌[ج.ر]::..








لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 5:38 توسط ..::کۆمار‌[ج.ر]::..

گزارشي از کارگاه آموزشي با زنان کردستان در تهران

يا يک زن کارگر حاضر است هوو بپذيرد؟

مهتاب مقیمی

زنان کردستان راه سخت را هموار کرده اند که کمپين را در آغوش مادرانه خود پرورش دهند. زناني با قلبهاي بزرگ که تا کنون هرآنچه در توان داشتهاند براي زن رنج کشيده کرد در طبق نهاده اند. و اكنون چنان مشتاق همراهي با كمپين هستند كه منتظر آماده شدن كميته ي آموزش براي رهسپاري به كردستان نشدند، خودشان به تهران آمدند تا هر چه زودتر دست به دست ديگر استانها به سوي تغيير قوانين قدم بردارند. آري اين زنان مشتاقِ سختي كشيده چهارشنبه شب را در راه آمدن بودند و پنج شنبه شب در راه بازگشت و براي من، بودن در اين جمع 10-12 نفره كه از زنان نخبه كردستان هستند افتخاريست ...

زودتر از دوستان ديگرم رسيده‌ام، صاحب خانه كه از صبح مشغول پذيرايي از مهمانان كمپين است مادرانه به ناهار دعوتم ميكند غذا خورده‌ام و متاسف ميشوم كه دست پخت اين زن مهربان ميهمان نواز ايراني را از دست ميدهم . بچه ها نيامده اند هنوز، گويا ساعتي از كارگاهشان را به خواست مهمانان کردستان و با کسب اجازه از صاحبخانه به بچههاي "حرکت جهاني زنان" اختصاص داده اند تا از خودشان بگويند و اهدافشان و افكارشان. منيژه نجم عراقي از اعضاي هواداران حرکت جهاني زنان (منشور جهاني حقوق بشر زنان) آمده تا در اين باره سخن بگويد. چيزهايي ميگويد متفاوت از تفكرات من، ميگويد درد زن طبقه ي كارگر متفاوت از چيزي ست كه در ذهن زنان طبقه ي ديگر است، ميگويد نگاه كمپين يك نگاه از بالاست و طبقه ي كارگر اينگونه به قوانين نگاه نميكند، ميگويد يك زن كارگر حاضر است "هوو" بپذيرد تا زن ديگري از "شندرغاز" درآمد شوهر او استفاده كند.من از طبقهي كارگر نيستم، او هم نيست، ولي معتقدم که احساسات طبقه بردار نيست! كدام زني حاضر است زن ديگري را در زندگي اش شريك كند؟! آيا واقعا زني وجود دارد که اين شرايط را بدون اجبار بپذيرد؟ او حتي ميگويد حاضر است شوهرش 6 هوو سرش بياورد ولي مردم شهر مريوان اين چنين فقير نباشند! براي من البته بين يکي با 6 تا فرقي وجود ندارد، تحقير تحقير است. نمي دانم حق با اوست يا نه ولي مي دانم كمپين فاصله هاي زنان را از بين مي برد چون از دردي مشترك ميگويد، دردي که طبقه نميشناسد.كم كم سر و كله ي بچهها آموزش پيدا ميشود. نازلي فرخي البته پيش از من آمده‌بود، سارا لقماني ميآيد، افروز مغزي و سميه فريد. با شروع صحبتهاي نازلي، جلسه شكل رسمي به خود ميگيرد، نازلي از طرح ميگويد، از آغازش، از اهدافش، از 22 خرداد 85 ميگويد و ميبينيم نيمي از زنان كردستان 22 خرداد 85 در هفت تير بوده‌اند. اينها بدنه ي كمپين هستند با اينكه تازه به اين جمع پيوسته اند. هركدامشان سالها براي زن كردستان زحمت كشيده اند، هر كدامشان پُرند از ظلمي كه به زنانشان رفته. آنچه از زنان مريوان، سنندج و ... ميگويند آتشي ست که به جان کردستان افتاده‌: آتشِ خود سوزي!ميهمانان ما از زنان رنج ديده‌اي ميگويند که از بي کسي به شعلههاي آتش پناهنده ميشوند، از زناني مي گويند كه قرباني قتلهاي ناموسياند، از زناني كه به جرم زن بودن اسير قانون جنسيت گرا هستند. هر ۲ ماه ۳ خودسوزي منجر به مرگ، هر سال 2 قتل ناموسي ...زنان کرد ايران علاوه بر زندگي با قوانين تبعيض آميزِ قانون خانواده‌ و قانون مدني کشور درگير قوانين عرف منطقه ي خود نيز هستند. اصطلاحاتي که من تا بحال نشنيدم : "زن به زن"، "قسم به طلاق"... هر کدام حکايت دنياي ظالمانه اي است که بر زن کرد و زندگي او آوار شده است. بعد از نازلي افروز مغزي از قوانين ميگويد، از قانوني كه من را جنس دوم مي داند، همه ي ما كم و بيش اين قوانين را لمس كرده ايم. كدام مان مي توانيم ادعا كنيم زني را نديده ايم كه قانون، جنس دوم نخوانده باشدش؟ زنان كرد نيز مي گويند، از مشكلاتشان با قوانين، بخصوص، از اين قانون كذايي كه به مرد حق كشتن زنش را ميدهد حق كشتن بچه اش را... دل همه ي ما پر است و دل زنان كردستان پرتر و نالان كه: قوانين هم درست شود، چه كسي عرف منطقه را تغيير مي دهد؟سارا لقماني از مهارت ها ميگويد از آنچه بايد بدانيم براي رفتن بين مردم. و اين زنان كه مدتهاست بين مردم هستند از خاطره‌ها و تجربياتشان ميگويند. يكيشان ميگويد مدتي ست در سنندج به خرج خودشان جزوه‌هاي حقوقي را چاپ مي كنند و بين مردم پخش. چرا كه معتقدند مردم كردستان پيش از امضا كردن نياز به آگاهيدارند و اين همان هدف كمپين است. آگاهي دادن آگاهي دادن آگاهي دادن ...

زنگ در به صدا در مي آيد. خانمي وارد ميشود که ميگويند نازي اسکويي از اعضاي حرکت جهاني زنان است. گوشه اي مي نشيند و چند تا از زنان كرد هم دور او مينشينند و شروع ميکنند به صحبت کردن. دلسرد كننده‌است که وسط بحث مهارت ها جلسه ي ديگري در گوشه ي سالن جريان داشته باشد! همهمه به راه ميافتد و سارا تا حدودي تسلطش را بر جلسه از دست ميدهد و در نهايت اعتراض ميکند، هرچند خانم اسکويي در پاسخ ميگويد که از حضور بچه هاي كمپين در اين مكان بيخبر بوده است! حال آنکه خانهاي که او آمده‌است محل برگزاري کارگاه آموزشي کمپين بود.به هرحال، جلسه تمام مي شود. زنان كردستان در فكر بازگشتند، سميه در فكر جمع آوري امضا در راه رفتن به خانه، جلوه و سارا در فكر جمع آوري لپ تاپ براي جلسه ي فردا و من در حال ضبطِ تمام دردهايي كه شنيدم، براي روزهايي كه كنار نوه‌ام مينشينم و از قوانين تبعيض آميزي مي گويم كه بودند ولي ديگر نيستند. از همين حالا تصور ميكنم چشمهاي بهت زده‌اش را: آيا روزي قوانين ايران زن را جنس دوم ميدانسته ؟!



لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 15:1 توسط ..::کۆمار‌[ج.ر]::..



لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 14:56 توسط ..::کۆمار‌[ج.ر]::..

خيابان‌خوابي، خشونت خانگي، فقر، فحشا، و خودسوزي ارمغان نظام آخوندي براي زنان ايران


تحقير و سركوب روزمره و سيستماتيك، محروميت از شغل و موقعيت اجتماعي، فقر طاقت‌فرسا، خشونت خانگي، قاچاق و بردگي جنسي، اعتياد، فحشا، خيابان خوابي و تن‌فروشي و نهايتاً خودكشي و خودسوزي ارمغان رژيم آخوندي براي زنان ميهن ما در طي حاكميت خود بوده است.
تبعيض شديد و محروميت زنان از شغل و موقعيت اجتماعي
هرچند كه اختاپوس بيكاري و فقر وحشتناك تمام اقشار جامعة ايران را در بر‌گرفته، اما به‌طور خاص اين زنان كشور ما هستند كه به‌طور مضاعف، بر اثر فرهنگ مردسالارانه‌يي كه آخوندها مروج آن هستند، دچار هيولاي فقر شده‌اند و از آن‌جا كه تمام راهها براي آنها بسته است براي امرار معاش به هر دري مي‌زنند و به هركاري روي مي‌آورند:
زهرا شجاعي، رئيس سابق مركز امور مشاركت زنان رژيم در مصاحبه با خبرگزاري رژيم (ايسنا) مي‌گويد:
«88درصد زنان جزء جمعيت غيرفعال اقتصادي هستند كه اين رقم بسيار بالاست…
به‌رغم اين‌که 60درصد دانشجويان دانشگاهها را دختران تشکيل مي‌دهند، فقط 13 تا 15درصد آنها پس از فارغ‌التحصيلي جذب بازار کار مي‌شوند.
نرخ بيکاري زنان تحصيلکرده 87درصد است.
از يك ميليون و 200 هزار زن سرپرست خانوار تنها 300‌هزار نفر تحت پوشش حمايت كميتة امداد و سازمان بهزيستی هستند».
خبرگزاري حكومتي (ايسنا) 17‌آبان گزارش مي‌كند:
«-امروزه نقش زنان در فعاليتهاي اقتصادي كمرنگ شده، چرا كه با تقسيم مشاغل به زنانه و مردانه دايرة انتخاب مشاغل محدود شده است، به‌گونه‌يي كه دامنة انتخاب شغلي براي زنان تنها بين 8 تا 10 شغل و براي مردان 37‌شغل است.
- زنان در بيشتر مناطق به‌طور عادي تبعيض شغلي را تجربه مي‌كنند كه اغلب اين تبعيضها ساختاري بوده و يا از طرز تلقي اجتماعي نسبت به آنها نشأت مي‌گيرد، در اين راستا زنان آخرين گروه استخدامي و اولين گروه اخراجيها هستند».
سپس خبرگزاري ايسنا به نقل از يك كارشناس مسائل زنان به نام دكتر ژاله شادي‌طلب مي‌نويسد:
«در ايران معيارهاي استخدامي نابرابري براي زنان نسبت به مردان وجود دارد و دستمزد نابرابر به ازاي كار يكسان به‌ويژه در بخش كشاورزي به وضوح ديده مي‌شود كه اين مسأله در ساير بخشهاي اشتغال نيز وجود دارد.
اين كارشناس زنانه‌شدن فقر را از مهمترين عواملي كه زنان را با اراده به‌سوي باندهاي قاچاق مي‌كشاند دانسته و مي‌گويد: اين زنان به اين اميد كه خانوادة خود را از حيث مالي تأمين و آينده اقتصادي زندگي خويش را تضمين كنند به سمت باندهاي قاچاق كشيده مي‌شوند».
اين در حاليست كه بيش از 72‌درصد قربانيان اين تجارت، دختران 25‌ساله و كمتر از آن هستند يعني سنيني كه تازه فارغ‌التحصيل شده يا قاعدتاً بايد به‌تحصيل و آموزش ادامه بدهند.
زنان خياباني
پديدة زنان خياباني از دردناكترين محصولات همين سياست سركوب رژيم آخوندي است، با نگاهي به آمارهاي هرچند ناقص و تحريف شده خود رژيم مي‌توان تا حدودي به ابعاد فاجعه پي برد:
-يک ميليون و هفتصد هزار زن در خيابانها زندگی می‌کنند
-300 تا 600هزار نفر از زناني كه در خيابانها زندگي مي‌كنند برای تأمين معاش خود و فرزندانشان تسليم تن‌فروشی مي‌شوند. 60‌درصد اين زنان از سنين 13 تا 20‌سالگی وارد اين کار شده‌اند.
-8‌هزار باند فحشا در تهران وجود دارد.
- تنها ظرف شش ماه اول سال گذشته صدها محل تن‌فروشي فاش و حدود 25‌هزار نفر در رابطه با فحشا دستگير شده‌اند.
- سن فحشا طي 7 سال، از 28 سالگي به 13‌سالگي كاهش يافته است.
- تعداد دختران فراری تنها در شهر تهران در سال 1380 نسبت به سال‌1379 از 1200‌نفر به‌5000 نفر رسيده که اين رقم در سال 81 به‌بيش از 6 هزار نفر رسيده است. سن متوسط دختران فراري از 16‌سالگی در سال 79 به 13‌سالگی در سال‌82 رسيده است. از اين تعداد دختران 27/7‌درصد در خيابانها منزل کرده‌اند و بقيه در پارکها و بخشی هم به‌خانه دوستان پناه برده‌اند.
توجيه سركوب زنان توسط مجلس ارتجاع
براي جامعه‌شناسان اين پديدة بسيار روشني هست كه فحشا از فقر، بيكاري و نابرابري اجتماعي ناشي مي‌شود. تحقيقات انجام گرفته نشاندهندة اين واقعيت تلخ است كه وقتي دختران و زنان فراری که بيشترين فشار را تحمل مي‌كنند، در فشار و تنگناي اقتصادي، خانوادگي و رواني قرار مي‌گيرند به‌تنها چيزي كه مي‌انديشند فرار از محيط و شرايطي است كه در آن قرار گرفته‌اند و به عواقب آن در سرنوشت خود فكر نمي‌كنند.
اما تحليلگران و تئوريسينهاي قرون وسطايي نظام آخوندي به‌خصوص بعد از روي كار آمدن احمدي‌نژاد تلاش دارند كه اين پديده را كه ارمغان شوم رژيم آخوندي و قوانين زن‌ستيزانه آن است، ناشي از جنبش برابري زنان قلمداد كنند و به‌سياستهاي خود براي حذف زنان در صحنة اجتماعي شتاب بيشتري بدهند
اخيراً مجلس رژيم آخوندي گزارشي تهيه كرده كه در آن ضمن مثلاً بررسي «برنامة پنجسالة چهارم توسعة اقتصادي، اجتماعی و فرهنگی كشور «به‌تحقيق در مورد مسائل زنان» پرداخته و نتيجه گرفته كه فحشا، تن‌فروشي، خشونت جنسي و پديدة زنان خياباني، نتيجة جنبش برابري‌خواهانة زنان در ميهن ما است.
در سيزدهم آبانماه جاري گزارشي از مركز پژوهشهاي مجلس رژيم در سايت خانه ملت درج شده و در آن نوشته بود كه: «فرهنگ مسلط در دهه‌های اخير با تمركز بر لزوم برابری (زن و مرد) و غفلت از جنسيت و ويژگيهای جنسيتي، پيامدهای مختلفی را سبب شده كه از‌جمله آنها در حوزة ذهنيات و تمايلات است كه زن از زن بودن خود احساس رضايت نمي‌كند، خود را متفاوت از مرد نمي‌شناسد و نمي‌تواند انتظارات متفاوت از دو جنس را بپذيرد و در نتيجه وجود قوانين و رويه‌های متفاوت در مورد زن و مرد را تبعيض مي‌داند و رفته رفته خواهان تشابه نقشها و حذف اختلافات مي‌شود!
در ادامه گزارش مركز پژوهشهاي مجلس ارتجاع اين‌طور مي‌خوانيم كه : «درهم‌شكستن مرزهای زنانگی و مردانگی دومين پيامد چنين وضعيتی است كه در نتيجة آن رقابت بي‌حاصل با جنس مخالف و حضور در عرصه‌های مردانه، ضريب ناامنی اجتماعی زنان را افزايش داده»!
همان‌طور كه ملاحظه مي‌كنيد مجلس ارتجاع براي تئوريزه كردن آپارتايد جنسي حاكم بر ميهنمان، به زنان كشور ما اعلام مي‌كند كه تبعيض و نابرابري موجود را بپذيرند و تحت عنوان «ويژگيهاي جنسيتي» تلاش مي‌كند زنان آزادة ميهن را به تمكين در برابر نظام زن‌ستيز آخوندي وادارد و از طرفي با دجالبازيهاي خاص آخوندها عدم امنيت اجتماعي زنان را به خود زنان نسبت مي‌دهد و جنبش برابري زنان را تحت عنوان «رقابت بي‌حاصل با جنس مخالف» علت ناامني و خشونت عليه زنان قلمداد مي‌كند، البته كه جز زنان بسيجي و پاسدار كسي را نمي‌تواند بفريبد.

خشونت خانوادگي
اما يكي ديگر از عواملي كه به موج رو به گسترش زنان و دختران فراري دامن مي‌زند، خشونتهاي خانوادگي است كه از ارمغانهاي نظام آخوندي و فرهنگ مردسالار حاكم بر آن است.
طبق گزارش يك ارگان رژيم به نام سازمان بهزيستي ايران در سال 1384 فقط ظرف شش ماه، هشت هزار مورد خشونت خانگی عليه زنان گزارش شده است، يعنی به‌طور متوسط روزانه حدود ۴۴ مورد خشونت ثبت شده است و اين در حاليست كه بسياری از موارد به دلايل مختلف به ارگانهاي رژيم گزارش نشده و ثبت نشده است، و در واقع بخش كمي از ميزان واقعي خشونتها را نشان مي‌دهد.
خودكشي و خودسوزي راه فرار از فشارهاي سيستماتيك و طاقت‌فرسا
خودكشي يكي از آسيبهاي اجتماعي است كه گسترش آن در هر جامعه‌يي نمايانگر مشكلات ساختاري آن جامعه است.
افزايش افسردگي، كاهش نشاط و شادابي، محدوديتهاي اجتماعي، محروميتهاي مالي و فقر، فشارهاي انضباطي، خشونت خانوادگي، نااميدي و نگراني از آينده، ازدواج اجباري و غيره عواملي هستند كه از نظر كارشناسان باعث خودكشي مي‌شوند.
ميزان خودكشي زنان در ميهن ما خود گواه سياست زن‌ستيزانه آخوندهاي حاكم بر ميهنمان است.
طبق آمار سازمان بهداشت جهاني ميزان خودكشي در كل كشورها چهار نفر در هر يك ميليون نفر بوده است، در ايران در هر صدهزار نفر 4 نفر دست به خودكشي زده‌اند كه 10 برابر استانداردهاي جهاني است، در حالي‌كه طبق گزارش سازمان بهداشت جهاني در مجموع آمار خودكشيهاي مردان از زنان بيشتر بوده است، در ايران زنان چهار برابر بيشتر از مردان دست به خودكشي زده‌اند.
خبرگزاري ايرنا به نقل از يك كارشناس امور اجتماعي به عنوان رئيس انجمن علمي مددكاران اجتماعي ايران مي‌نويسد: «دكتر مصطفي اقليما در رابطه با علل بالا بودن خودكشي در بين دختران و زنان، گفت: تبعيضهاي قانوني، اجتماعي، نوع نگاه گناهكارگونه جامعه به دختران و نشانه رفتن پيكان تهمتهاي حيثيتي به سوي آنان از جمله عوامل مؤثر در اين روند است.
وي اظهار داشت: در حال حاضر ‪ ۴۰‬درصد از جوانان، مرده‌هاي متحركي هستند كه نه تنها نقشي در روند توليد فكر و صنعت ندارند بلكه به نوعي مصرف كننده هستند و زيانهاي زيادي را بر ديگر افراد جامعه بر جا مي‌گذارند. او افزود: تداوم اين وضعيت موجب عقب ماندگي هرچه بيشتر جامعه مي‌شود.
وي افزود: افسردگي و بيماريهاي روحي دليل اصلي بيش از ‪ ۸۰‬درصد خودكشي‌هاي واقع شده است،.... در حال حاضر بيش از ‪ ۴۰‬درصد جوانان ما دچار نااميدي نسبت به آينده هستند»


لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 14:45 توسط ..::کۆمار‌[ج.ر]::..

 
زندانی سیاسی زن ، اعلان جنگ علیه نظام

زندانی سیاسی زن، اعلان جنگ علیه نظم موجود و پدرسالاری

زندانی سیاسی زن، اعلان جنگ علیه نظم موجود و پدرسالاری

زينت ميرهاشمي


در یادآوری قتل عام زندانیان سیاسی در سال 67، اعدامهای زندانیان سیاسی در دهه 60 و اعدام و زندان در رژیم دیکتاتوری محمد رضا شاه پهلوی، سروده شاعر مبارز پاپلو نرودا مرا لحظه ای رها نمی کند. به راستی چه زیبا سروده است:

«به نام این به خون خفتگان

من اعلام جرم می کنم

به نام اینان

که خونشان نشسته بر سرزمین من

من اعلام جرم می کنم

علیه جلاد

که فرمان قتل را داده است....»



فرمان هولناک خمینی مبنی بر قتل عام زندانیان مجاهد که زندانیان دیگر را هم در بر داشت، قساوت و بی رحمی بدون حد و مرز خمینی را در تاریخ ثبت کرد. این جنایت باید روزی دادخواهی شود تا تکرار نشود.

خمینی جلاد بعد از اعدامهای سالهای 60 تا 66 و پس از آن که تصمیم به نوشیدن جام زهر آتش بس گرفت، توحش را به اوج رساند و طی یک فتوا (حکم) در اوایل مرداد 1367 اعلام کرد:

«بسم الله الرحمان الرحیم

از آنجایی که منافقین به هیچ وجه به اسلام معتقد نبوده و هرچه می گویند از روی حیله و نفاق آنهاست و به اقرار سران آنها از اسلام ارتداد پیدا کردند، با توجه به محارب بودن آنها و جنگهای کلاسیک آنها در شمال و غرب و جنوب کشور و با توجه به ارتباط آنان با استکبار جهانی و ضربات ناجوانمردانه آنها از ابتدای انقلاب تاکنون :

کسانی که در زندانهای کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می کنند، محارب و محکوم به اعدام می باشند

تشخیص موضوع نیز با رای اکثریت حجت الاسلام نیری و جناب آقای اشراقی و نماینده ای از وزارت اطلاعات می باشد.

اگرچه احتیاط در اجماع است و برای صدور حکم، رای اکثریت الزامی می باشد اما رحم بر محاربین ساده اندیشی است. قاطعیت اسلام در برابر دشمنان خدا از اصول تردید ناپذیر نظام اسلامی است. امیدوارم با خشم و کینه انقلابی خود نسبت به دشمنان اسلام، رضایت خداوند متعال را جلب کنید.

آقایانی که تشخیص موضوع به عهده آنان است، وسوسه و شک و تردید نکنند و سعی کنند \"اشد علی الکفار\" باشند. تردید در مسائل قضایی اسلام، نادیده گرفتن خون پاک و مطهر شهداست. والسلام

روح الله الموسوی الخمینی»

در این فتوا قیدی در مورد جنسیت زندانیان نشده، اما بر اساس محتوای فقهی آن شامل حال زنان مجاهد هم شد.

زنان مجاهد در ابعادی گسترده با این فتوا به چوبه های دار پاسداران جهل و نیستی سپرده شدند. از دختران 13 ساله تا زنان 80 ساله، همه و همه در کنار مردان شامل این فتوا شدند.

زنان زندانی با هویت سیاسی به دو رژیم سلطنتی و ولایت فقیه باز می گردد. تاریخ زندان زنان سیاسی از سال 50 آغاز می شود. با سقوط سلطنت محمد رضا شاه پهلوی به دلیل روی کار آمدن جانیانی بدتر از شاه، مردم و خانواده های زندانیان، امکان نیافتند که از رژیم شاه دادخواهی کنند. جنایات 28 ساله دیکتاتوری ولایت فقیه با همه ی ابعاد گسترده آن همچنان مخفی مانده است و ابعاد آن چه بر زنان سیاسی در زندانهای جمهوری اسلامی رفته است آشکار نشده است. تا روزی که دیکتاتوری ولایت فقیه وجود دارد، کیفیت و کمیت این جنایتها مانند رمزی است که راز آن به تمامی آشکار نخواهد شد. و چه بسا که با نابودی جمهوری اسلامی هم تمامی ابعاد جنایت روشن نشود.

هیچ یک سهامداران قدرت، به شمول «اصلاح طلبان» ساز و کار آنچه در آن سالها بر زندانیان سیاسی گذشت را آشکار نمی کنند.

پس باید حماسه مقاومت و پایداری زنان در برابر توحش ارتجاع را زنده نگاه داشت. باید آمران و عاملان این جنایتها در دادگاهی ذیصلاح بر اساس موازین حقوق بشر محاکمه شوند تا پرده این اسرار را بالا زنند و به دادخواهی نسلی از جوانانی که چنین سر به نیست شدند رسیدگی شود.

مبارزه زنان طی یک قرن با تلاش زنانی چون طاهره قره العین آغاز شد. با رشد سرمایه داری و ورود زنان به بازار کار و رشد آگاهی زنان، به تدریج زنان بیشتری وارد فعالیتهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شدند. با شروع دهه پنجاه و آغاز مبارزه مسلحانه زنان به صورت تصاعدی وارد فعالیت سیاسی شدند.

با شکل گیری جنبش مسلحانه زنان زیادی به این جنبش روی آوردند. حضور گسترده زنان در مبارزه مسلحانه علیه رژیم شاه، زندانی زن سیاسی و نیز زندان زنان سیاسی را هویت بخشید. با توجه به فرهنگ پدرسالاری موجود در جامعه و نگرشی که نسبت به زن بود تصور این که زنانی در زندان فقط به جرم عقایدشان زندانی هستند در دوره های شکل گیری جنبش مسلحانه، پدیده ای شگفت انگیز بود. در زندان امر برابری شکنجه رعایت می شد زیرا گرفتن اطلاعات آنقدر برای ساواک مهم بود که جنسیت را نمی شناخت. اما جنس زن بودن حتا در پشت دیوارهای زندان خودش را نشان می دهد. استفاده از تجاوز روی زنان به عنوان ابزار شکجه استفاده شده است.

در چنین شرایطی است که شهادت مهرنوش ابراهیمی، داشنجوی پزشکی، اولین زن چریک فدایی در خیابان تبدیل به حماسه می شود و در میان دختران جوان به ویژه در دانشگاهها تاثیر می گذارد.

مرضیه احمدی اسکویی، معلم، زنی آگاه و روشنفکر از اسطوره های جنبش مسلحانه علیه رژیم شاه می شود.

«من یک زنم،

زنی که مُرادف مفهومش،

در هیچ جای فرهنگ ننگ آلود شما

وجود ندارد.

زنی که در سینه اش دلی،

آکنده از زخمهای چرکین

خشم است.

زنی که در چشمانش،

انعکاس گلرنگ گلوله‌های آزادی

موج می‌زند.

زنی که دستانش را کار،

برای گرفتن سلاح پرورده است*.



هماوردطلبی زنان با الگوهای موجود از زن در جامعه خود را در این شعر به درستی نشان میدهد. سروده ای که بر لبان نسلی از زنان شوریده علیه وضع موجود تاثیر به سزایی داشته است و همچنان دارد.

دوران انقلاب بهمن زنان را در ابعاد توده ای و ملیونی به مبارزه سیاسی کشاند . زنان دمکرات، آزادیخواه و کمونیست پس از به قدرت رسیدن خمینی دست از مبارزه نکشیدند. دستگیری، زندان، شکنجه و اعدام در ابعاد گسترده در جمهوری اسلامی ادامه یافت. دختران گمنامی که در سالهای سیاه دهه 60 مقاومت کردند و حتا حاضر نشدند نامشان را برای دشمن بر ملا کنند و بدون هیچ محاکمه ای به دار سپرده شدند. دختران جوانی که تنها جرمشان مخالفت با رژیم حاکم بود، به دلیل دختر بودن قبل از اعدام مورد تجاوز قرار گرفتند و به جرم دفاع از آزادی سر به دار سپردند. این گمنامان بدون شک از چهره های ماندگار در جنبش زنان و نیز جنبش آزادیخواهی مردم ایران خواهند بود. حماسه پایداری این زنان ارج گذاشته می شود، در تاریخ ثبت می شود و سینه به سینه نقل خواهد شد. اگر چه زنان ایرانی به عظمت یک قرن مبارزه، سهمی از آزادی نصیببشان نشده و با وجود انقلاب اطلاعات و ارتباطات، هنوز گرفتار زنجیرهای نظام مبتنی بر شریعت که به وسیله حاکمان ارتجاعی پاسداری می شود هستند.

بعد از یک قرن تلاش، زنان هنوز قیم دارند و انسانی برابر با مرد نیستند. این نابرابری زمانی که در شکل قانون خود را به نمایش می گذارد فاجعه ای هولناک می شود که آثار آن را در ایران و کشورهای «اسلامی» می بینیم.

در این یادداشت کوتاه به مطالبات زنان و جنبش زنان علیه نابرابری جنسیتی نمی پردازم. بر اساس موضوع ویژه نامه پایگاه اینترنتی دیدگاه به زن در زندان می پردازم.

تصور کنید که زن در فرهنگ مردسالارانه ایران دستها و پاهایش با زنجیر اعتقادات، قید و بندهای سنتی پیچیده شده است. در فرهنگ مردسالارنه زن از روزی که جنینش شکل می گیرد تبعیض بر او روا می شود. روزی که به دنیا می آید سرنوشتش با بریدن نافش بر زن بودنش گره می خورد نه انسان بودنش. خشونت بر زن از خانواده آغاز می شود. مبارزه زنان برای رفع نابرابری جنسیتی و ایستادگی در برابر این خشونتها در خانواده و جامعه رمز و راز مبارزه زنان است که قدمت آن به پیش از شکل گیری طبقات و مبارزه طبقاتی می رسد. این مبارزه در بخشهایی به طور مستقیم به قدرت حاکم بر می گردد که زنان را مورد تبعیض قانونی و اجتماعی قرار می دهد و در بخشی دیگر به سنتهای جامعه و فرهنگ آن باز می گردد. زن زندانی سیاسی رها از چنبره چنین قید و بندهایی معنا و مفهومی دیگر دارد که در این جا به آن می پردازم.

زنی که در برابر قدرت حاکم برای تغیییر شرایط کل جامعه قد علم می کند، حکومتی را به هماوردی طلبیده است. موضوع فقط تغییر شرایط زنان نیست بلکه موضوع، تغییر یک حکومت است. حکومتی که مردان سازنده اصلی آن هستند. اینجاست که زن در هیات زن سیاسی، در زدودن انگاره های مردسالارانه، در بلندای اندیشه خود دفاع از زحمتکشان، کارگران و تلاش برای ساختن دنیایی بهتر را می پروراند. این کنشگران عرصه سیاست به زندان می افتند. به دستور جلاد به آنها تجاوز می شود زیرا باکره هستند، زیرا درگیر جنگی نابرابر اما دوران ساز هستند. به زن تجاوز می شود زیرا یک ابزار است. اما نکته مهمتر، به عنوان یک زن که در گزاره تفکر پاسداران و شکنجه گران جایش در آشپزخانه و وظیفه اش تولید مثل و خدمت به مرد است علیه حکومت ایستاده و یا دست به سلاح برده و به همین دلیل از ابزار تجاوز که از جمله خشن ترین نوع شکنجه است علیه زن استفاده می شود. زنان زندانی سیاسی بعد از دوره های بازجویی هنگامی که در زندان محکومیتشان را به سر می بردند باز مورد تجاوز زندانبانان و مسئولان زندان قرار می گرفتند. در این دوران تجاوز نه به عنوان ابزار شکنجه برای گرفتن اطلاعات بلکه برای خرد کردن مقاومت زنان به کار برده می شود.

به همین دلیل وجود زندانی سیاسی زن، تمامی الگوهای موجود در جامعه را به چالش گرفته است. حضور این زنان در زندان بازتاب حضور زنان برای مشارکت در قدرت و مشارکت در تغییر و تحولاتی اساسی برای توسعه پایدار است که یکی از مهمترین پارامترهای آن برابری زن و مرد است. مبارزه با قدرقدرتی حکومتی تا دندان مسلح از طرف جنس دیگر.

زن پا به پای مردان در صحنه های اعدام، شکنجه و درگیریهای خونین خیابانی حضور داشته و علیرغم این که جنس دیگری بودند اما در صحنه عمل یک انسان آزادیخواه بوده و آرمانها و اندیشه های آنها برجسته می شد. زنان در این دوران انسان بودن خود را با حضورشان در مبارزه علیه هرگونه ستم به اثبات رساندند.

با تکیه بر این تاریخچه زنان در مبارزه سیاسی و طبقاتی است که در پی آن زنان، سایندگان شیوه زندگی و ایفاگران نقشهای اجتماعی در جامعه می شوند. زنان برای تحصیل در مدارج عالی مردان را پشت سر گذاشته و درصد بیشتری از آمار را به خود اختصاص می دهند.

شرکت تعداد زیادی از یک خانواده در مبارزه و گرفتار شدن آنها در زندان خود الگوی خانواده سنتی را به چالش گرفت. شرکت انبوه زنان در سازمانهای سیاسی مترقی و کمونیست بعد از انقلاب و دستگیریهای گسترده و اعدام آنها، زنان را در مداری دیگر و در جنبشی دیگر هویت بخشید. چنین رخدادهایی در جنبش طبقاتی با حضور زنان و آماجهای سیاسی کنشگران فعال زنان، سنگ پایه ای برای جنبش اجتماعی زنان برای برابری جنسیتی می شود. رژیم ولایت فقیه طی نزدیک به سه دهه حاکمیت هنوز در گرانیگاه اعمال و رفتارش زنان را مورد خشونت و ستم قرار می دهد. مقاومت زنان در برابر تبدیل نشدن به الگوی مورد نظر بنیادگریان اسلامی، همچنان رژیم را به چالش می گیرد. این که احمدی نژآاد مطرح کرد که زنان به تولید مثل روی آوردند و نیمه وقت کار کنند نشان دهنده ستیزه جویی او و اربابانش با رشد زنان است.

حضور گسترده زنان در زندانها، اعدام و شکنجه هایی که بر آنها روا شده است، سرمایه و پشتوانه جنبش زنان بوده و بازتاب جایگاه زنان در مبارزه طبقاتی و سیاسی مردم ایران است. این مبارزه تلاش با ارزشی است که هرگز به هدر نمی رود. به میزانی که زنان در عالی ترین بخشهای تصمیم گیری این جنبش مشارکت داشته باشند به راهبردیهایی برای تضمین حفظ دستاوردهای جنبش زنان و نیز دموکراتیزه کردن هر چه بیشتر جنبشهای سیاسی و طبقاتی یاری می رسانند. مقاومت زنان چه در زندانها، چه در صحنه های اعدام و پایداریشان در تداوم مبارزه، افق دید زنان را برای چشم اندازهایی روشن تر در مبارزه گرما و یاری می بخشد و ما زنان را به یافتن راه حلهای نو در پیکار برای ساختن جهانی دیگر یاری می بخشد. یاد همه ی زنانی که در راه آزادی جانشان را از دست دادند گرامی باد.



لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 14:31 توسط ..::کۆمار‌[ج.ر]::..

روشنگری: در هفته گذشته، يک زن 22 ساله هندی با اعتراض نيمه عريان خود توجه افکار عمومی را جلب کرد، نه فقط در شهر سنتی و محافظه کار راجکوت در گجرات، که اين زن ساکن آن است، بلکه ميليون ها نفر در سراسر جهان از طريق رسانه ها تصوير و ويديوی صحنه اعتراض را مشاهده کردند.

پوجا چوهان چون پول نداشت که به اندازه کافی"جهاز" اجباری به خانواده شوهر بپردازد، و چون دختر زاييده بود، مورد اذيت و آزار شديد شوهر و خانواده شوهر قرار ميگرفت. او بارها به پليس مراجعه کرد، ولی نتيجه نگرفت. بنا برگزارش تايم هند او سه سال پيش ازدواج کرده بود.ازدواج او و شوهرش برخلاف بسياری از ازدواج های اجباری در هند، بر اساس علاقه صورت گرفته بود، اما فقدان جهاز باعث شد که شوهر و خانواده او را آزار دهند. وقتی دو سال پيش فرزندی که به دنيا آورد، دختر از آب در آمد بر شدت آزار افزوده شد و او چند ماه پيش به ناچار خانه را ترک کرد و به تنهايی با دخترش در يک خانه اجاره ای می زيست. اما شوهر و خانواده دست بردار نبودند و اقساط جهيزيه را ميخواستند.

شکايت به پليس هم نتيجه نمی داد. مستاصل از اين فشار، پوجا روز چهارشنبه 4 جولای 2007، لباس های خود را در آورد و يک چوب بيس بال به دست گرفت و در حاليکه به صدای بلند اعتراض ميکرد، يک ساعت تمام با لباس های زير خود، مسير خانه خود تا ايستگاه پليس را پيمود.

جهيزيه که در هند dowry خوانده ميشود، بهايی است که عروس بايد به خانواده داماد بپردازد. اين رسم که پشت آن داستان دردناکی است از خريد و فروش زن توسط مردان، 40 سال است که در هند ممنوع شده است، ولی در عمل به اجرا در ميايد. بطوريکه بنابرگزارش بی بی سی ساليانه 7000 زن در هند توسط شوهر يا خانواده شوهر به خاطر ناتوانی در پرداخت جهيزيه به قتل ميرسند.

اعتراض خانم چوهان حداقل از يک نظر نتيجه داد: پليس بلافاصله سراغ شوهر رفت و او و سه نفر ديگر از خانواده اش را دستگير کرد. ولی بنا برگزارش تايم هند پليس گفت دستگيری به علت اين اعتراض او با بدن نيمه عريان نبود، بلکه بر اساس شکايت های قبلی صورت گرفت. پليس در عين حال گفت احتمال دارد خود خانم چوهان را نيز به علت "رفتار نانجيبانه" دستگير کند. ولی قبلا بايد از سلامت روانی او اطمينان يابد.

بی بی سی گزارش داده است که پليس قصد دستگيری خانم چوهان را تکذيب کرداما در گزارش تلويزيونی که اکنون در اينترنت موجود است، پليس صراحتا او را به پريشان روانی متهم ميکند.

حقيقت اين است که پريشان روان آنها هستند که در آغاز هزاره سوم، با قواعد عصر الاغ و شتر زندگی ميکنند و ميخواهند اين قواعد را با زور و شکنجه به زنان تحميل کنند. آن "نارهبران ما" - به گفته سيندی شيهان- که روان پريشی و پوسيدگی مغزی شان در سطحی است که همين رسوم منسوخ فاجعه بار را چنان کامل می پندارند که "نيازی به کم و زياد کردن" آن نمی بينند و هرنوع تلاش برای لغو اين سنن پوسيده را "مرعوب شدن در برابر غرب" می خوانند. در حقيقت خودشان چنان "مرعوب غرب" شده اند، که باور نمی کنند زنان شرقی خود راسا و به فرمان مغز سالم خود خواهان لغو قوانين پوسيده ای مثل ديه، حجاب، سنگسار، حفظ ناموس، شرف سبيل، اجازه سرپرست مرد برای سفر و حضر، صيغه، چند همسري، جهيزيه، مهريه و امثال آن هستند.

روان پريش آن پليس های هندی هم هستند که به شکايات خانم چوهان واکنش نشان نمی دادند. بنابرخی گزارش هااوحتی يک هفته پيش در مقابل ايستگاه پليس سعی کرد خود را به آتش بکشد. مسلما اگراين زن جوان با اعتراض نيمه عريان خود چشم جهانيان را روی صحنه ستم کشی خود متمرکز نميکرد، پليس هم به رفتار خود ادامه ميداد. مگر آن 7000 قتل در سال نگاه ها را به خود جلب کرده است؟ هرچه باشد هند فعلا سوگلی بازار است و رسانه ها علاقه ندارند جسدهای درون صندوق خانه آن را در مقابل چشم عموم به نمايش بگذارند.

روان پريش آن جامعه ای هم هست که تعداد اندکی در آن به چنان ثروتی دست می يابند که به راس ليست مجله فوربس رانده می شوند وقصرهای شان طعنه به قصر سليمان ميزند، و آنگاه زنانش در چنين شرايطی زندگی ميکنند.

در حقيقت پوجا چوهان خود در برابر پرسش خبرنگاران گفت او به علت آزار روانی و جسمی که از شوهر و خانواده شوهر ميديد و بی اعتنايی پليس ناگزير شده است شکلی افراطی از اعتراض را انتخاب کند.او گفت:"پليس حرف مرا گوش نمی داد و مرتب مرا دست به سر کرده می گفتند برو به کارت رسيدگی می کنيم. به من اجازه نمی دادند افسر پليس را ملاقات کنم. دستم به عدالت نمی رسيد، به اين جهت بود که لباس هايم را از تن در آوردم."

حالا بايد از "نارهبران ما" که اينگونه ستم ها و سنت های مشابه را به قانون کشور تبديل کرده اند، پرسيد: آيا پوجا چوهان برای درک ستمی که بر او می رود، نياز به مرعوب شدن و پذيرش قيمومت غرب دارد؟

نارهبران ما به خوبی می دانند که درک درد بی عدالتی و نابرابری و فشار و سرکوب و برخاستن عليه اين ستم ها، نياز به مرعوب شدن ندارد، برعکس نياز به مرعوب نشدن، نهراسيدن، همت و دلاوری دارد. اتفاقا قدرت های غربي، "نارهبران" آن طرفي، در تلاش برای فروکردن خرافات به مغز مردم و نقض حقوق زنان در بسياری از موارد، همدست "نارهبران" اين طرفی هستند. مگر نه اينکه کاترين ولف وزير آموزش آلمان - که خود زن هم است - خواهان گنجانيدن خرافات مربوط به "تئوری" خلقت توارت در دروس مدارس شده است؟ مگر نه اينکه نومحافظه کاران دستگاه دولت جرج بوش همين خرافات را تحت عنوان " خلقت هوشمند" در بسياری از مدارس در ايالات مختلف کشور وارد کرده اند؟ پشت تئوری خلقت منطبق با کتاب های دعا، داستان آدم و حوا می آيد و بقيه مسايل مربوط به نقش دنده مرد در خلقت زن و گناه اوليه و غيره. البته در دموکراسی های غربی مردم به آسانی اجازه نمی دهند اينگونه خرافات به قانون تبديل شود. اما کافی است مردم را به الفبای خرافات عادت بدهيد تا بعد بتوانيد حقوق زنان را از طريق قوانين اجتماعی گوناگون بالا بکشيد.

به همين جهت است که اعتراض خانم چوهان، اعتراض هرزنی در جهان در هرشکلی که صورت بگيرد، اعتراض عريان به مردسالای در همه جهان است. بخشی از مبارزه ای است که در سراسر جهان و در سراسر تاريخ به همت همه زنان در همه کشورها از شمال تا جنوب، از شرق تا غرب پيش برده شده است. اعتراض به بی حقی زن ايرانی در برابر حاکمان زن ستيز ايران هم هست.

متاسفانه درد خانم چوهان همينجا پايان نمی يابد. گزارشات حاکی است که هم اکنون مالک خانه اجاره ای او، از او خواسته که نقل مکان کند. کار او به کجا خواهد کشيد؟ چنانکه رسم است، وقتی آب ها از آسياب افتاد و ساکنان شهر سنتی از شوک خارج شدند، چشم رسانه های بزرگ بر روی صحنه جرايم بعدی مردسالاران بسته ميشود. خوشبختانه فعلا سازمان ها، فعالان زنان و وبلاگ ها با چشم گشاده ماجرا را تعقيب ميکنند. مگر آنها سپر حمايتی برای زن جوان درد کشيده باشند.



لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 4:19 توسط ..::کۆمار‌[ج.ر]::..

بهمن هدايتی چند تا عكس از خانمی در تهران گرفته كه سر به شورش برداشته. يعنی يكباره لچك و حجاب را در اوج بگير بگير بدحجابی از سرش برداشته و درخيابان راه افتاده‌است. سوار اتوبوس و متروهم شده: مرگ يكبار، شيون هم يكبار!

راستی اگر همه زنهائی كه دراين گرمای هوا از حجاب به عذاب آمده‌اند روسریها را بردارند و بزنند به سيم آخر چه میشود؟ به پير و پيغمر قسم، اين شكل و شمايل ساده اما بیحجاب، بسيار نجيبانهتر و با حجابتر از تصاويری است كه از نيمه حجابیها، با موهای رنگی و چند رنگی در تهران گرفته میشود. اگر دست از سر مردم بردارند، ماجرا به همين حدود خاتمه میيابد. بندرت و بسيار بندرت در خيابانهای كشورهای اروپائی زنانی با آن آرايشی يافت میشوند كه درتهران يافت میشوند. فشار روی جامعه و تحميل چادر و روسری كار را خرابتر از آن كرده كه فكرش را میكردند و تازه مجلس رفتهاست دنبال لباس فرم اسلامی.



لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 4:17 توسط ..::کۆمار‌[ج.ر]::..

 

آقای حائری امام جمعه شیراز که 25 سال است بطور متوالی به این اقدام پرداخته است، در یک اظهار نظر سکسی عبادی اعلام کرد: « خدا در بدن شما زنان کار بزرگی کرده است.» در همین راستا سووالات زیر مطرح و گزینه های زیرتر در نظر گرفته شد.

zan bogorg1.jpg
یک زن که خداوند روی بدن او کار بزرگی کرده است( آیت الله حائری)

سووال اول: منظور از « کار بزرگ» در جمله خدا در بدن شما زنان کار بزرگی کرده است، کدام است؟
1) هر نوع کاری که برجسته باشد؟
2) هر نوع کاری که به نظر برجسته بیاید؟
3) ممکن است خیلی هم برجسته نباشد، اما به نظر برجسته بیاید؟
4) ممکن است بزرگ باشد، ولی برجسته نباشد.

سووال دوم: آیا خداوند در بدن همه زنان کار بزرگی کرده است؟
1) در اکثر موارد کار بزرگی کرده است؟
2) ممکن است بزرگ یا متوسط یا کوچک باشد؟
3) ممکن است در بعضی موارد کوچک باشد، ولی بعدا بزرگ شود؟
4) هر سه حالت صحیح است.

zan bozorg 2.bmp
روی بدن این زنان خداوند کار بزرکی انجام داده است

سووال سوم: فاعل جمله « خداوند در بدن همه زنان کار بزرگی کرده است» چه کسی است؟
1) خداوند متعال؟
2) امام جمعه شیراز؟
3) شوهر زنانی که در بدن شان کار بزرگی انجام شده است؟
4) هرکسی آن کار را بکند، فاعل است؟

zan bozorg 2.jpg
زنی که خداوند روی آن کار بزرگی انجام نداده است.

سووال چهارم: اگر در بدن یک زن خداوند کار بزرگی نکرده بود، آن زن باید چکار کند؟
1) جراحی پلاستیک با نظر شوهرش
2) جراحی پلاستیک بدون نظر شوهرش
3) مواظب رابطه شوهرش با کسانی که خداوند در بدن آنها کار بزرگی کرده است، باشد؟
4) خیلی هم لازم نیست بزرگ باشد؟

zan bozrg 4.jpg
مردی به سراغ زنی با کارهای بزرگ می رود.

سووال پنجم: اگر در بدن یک زن کار بزرگی انجام نشده باشد، چه حالاتی ممکن است؟
1) او را خداوند خلق نکرده است؟
2) آقای حائری تا به حال متوجه کارهای کوچک نشده؟
3) باید منتظر بماند تا بزرگ شود؟
4) از این بزرگ تر نخواهد شد؟

zan bozorg 5.jpg
این زن را خداوند خلق نکرده است و کار بزرگی برایش انجام نداده.


بقیه سووالات به دلیل مشکلات مربوط به سن پاسخ دهندگان حذف شد



لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 14:8 توسط ..::کۆمار‌[ج.ر]::..



لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 13:52 توسط ..::کۆمار‌[ج.ر]::..

 

اینجا زندان است و من زنی در میان زنانی كه دردهايشان مثال روشن نابرابري است

نوشته مریم حسین خواه از بند 3عمومی زندان زنان اوین

دو شنبه28 آبان 1386


اينجا زندان است. بند زنان زندان اوين. اولين بار نيست كه به اینجا مي آيم. بار اول نيست كه به اوين مي آيم. بار اول خبرنگاري بودم كه با رئیس زندان سلول به سلول جلو مي رفتم و براي اولين بار سرگذشت زناني كه به جرم اعتياد، فحشا، و قتل اسير چهارديواري زندان بودند را مي شنيدم كه بنويسم اما فقط چند كلمه؛ همان قدر كه بودن رئيس اجازه مي داد. همان روز بود كه همه زندانيان در حضور مسئولان بند از شرايط زندان تعريف كردند و گفتند كه مشكلي ندارند، اما هنگام رفتنم، كاغذ مچاله ای را در جيبم گذاشتند كه "به داد ما برسيد، اين جا هيچ كس به فكر ما نيست".

بار دوم من هم زنداني بودم. درست مثل همه آن زندانيان در بند. 30 نفر از فعالان زن در انفرادي بودند و من آشفته و نگران، ميان غم زناني كه هميشه از آنان مي نوشتم، و سرنوشت نامعلوم دوستانم سرگردان بودم. آن روز براي آنها مهماني بودم كه به زودي مي رفت.

اين بار، بار سوم اما، همه چيز متفاوت است. حالا من با اين وثيقه صد ميليون توماني يكي از خودشان هستم. يكي از صدها زني كه سال ها است گرفتار ديوارهاي بلند اوین اند و هيچ دادرسي ندارند. نه قانون به فريادشان مي رسد، نه خانواده و نه هيچ كس ديگر. اصلا معناي بي پناهي را فقط اينجاست كه مي توان فهميد. در چشمان زناني كه اگر قانون كمي، فقط كمي، عادلانه تر بود آنها اينك در خانه هايشان در كنار فرزندانشان بودند. زناني كه هيچ شباهتي به كليشه هاي ما از زنان زنداني ندارند. زناني كه برخي به خاطر تاب نياوردن قوانين نابرابر خود مجري قانون شده اند و به گفته قانونگذار قانون شكن.

برخي به خاطر ناآگاهي و فقري كه هميشه دامن گير زنان بود گرفتار شده اند و برخي همچون ليلا به خاطر اين كه از دادگاه درخواست نفقه كرده اند! باورش سخت است اما ليلا 47 ساله، بيست سال است كه مي خواهد از شوهري كه او و كودك عقب مانده اش را رها كرده و رفته، نفقه اش را بگيرد و هيچ دادگاهي هنوز به داد او نرسيده. ليلا با چشمان پر از اشك به زمين خيره شده و مي گويد:« هنوز دو سال از ازدواجمان نگذشته بود كه فهميدم شوهرم قبل از من زن داشته. دختر عقب مانده ام كه به دنيا آمد ما را رها كرد و رفت. من ماندم و دو بچه كوچك كه يكي هم عقب مانده بود و بايد خرج دوا و درمانش را مي دادم. شوهرم خانه داشت، ماشين داشت، مال و اموال داشت، من فقط آن قدري می خواستم كه خرج اين دو بچه بدبخت و مريض را بدهم اما او نداد و هيچ دادگاهي هم محكومش نكرد.» وقتي می پرسم:«چرا طلاق نگرفتي؟ مي گويد"هنوز اميدم به قانون است كه شاید نفقه فرزندانم را بگيرم." مي گويد: «فقط ده ميليون تومان هم براي بيست سال زندگي بدهد مي روم و خودم را خلاص مي كنم. نمي دهد اما... دو روز پيش شوهر ليلا در دادگاه گفته نفقه نمي دهد و ليلا و بچه هايش را كتك زده. قاضي ليلايي را كه كتك خورده و شوهرش را كه كتك زده با هم به زندان فرستاده به جرم به هم ريختن نظم دادگاه. آن هم به زندان اوين. شوهرش همان شب سند گذاشته و آزاد شده و ليلا با چشماني اشكبار و نگاهي ناباور در انتظار اين است كه شايد كسي برايش سند بگذارد و آزادش كند...

هر گاه از بي حقوقي زنان مي گويیم نفقه و مهريه را به رخ مان مي كشند، همه با ین جمله آشناییم که« با داشتن اين ها ديگر چه مي خواهيد؟!) ليلاها و ليلاها، اما نه مهريه اي دارند كه به اتكاي آن بتوانند زندگي كنند و نه نفقه اي. تجربه ليلا مي گويد «مرد اگر بخواهد نفقه نمي دهد» و هيچ قانون و دادگاهي نمي تواند او را وادار به پرداخت نفقه كند و نبايد حقوق بديهي ای همچون برابري در دیه، ارث، شهادت، حق داشتن طلاق، ... را به بهانه داشتن نفقه و مهريه اي كه گرفتن آن گاه ناممكن مي شود ناديده گرفت.

ليلا يكي از صدها زني است كه به خاطر قانون نابرابر، زندگي اش را باخته و حالا از تمام دنيا فقط يك سقف آهني دارد و ديوارهايي كه تمام نمي شود. اين ها را که مي نويسم، چند قدم آن طرف تر از من زني جوان که بدنش کبود کبود است در حال گريستن است. گريه كه نه ضجه مي زند. سر به ديوار مي كوبد. فرياد مي زند. و مي خواهد خودش را بكشد، با روسري ای كه به گلو گره زده است. شايد همين نااميدي از قانون و عدالت است كه او را تا چند قدمي مرگ آورده است.

شبي كه روز قبلش تهديد به بازداشت شده بودم در فكر برنامه ای بودم که كه در زندان دوام بياورم. اما حالا مي ترسم وقت كم بياورم. ميان اين همه زني كه زندگي و دردهاي هر كدامشان مثالي روشن از نابرابري است.



لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 13:51 توسط ..::کۆمار‌[ج.ر]::..

رژێمی کۆنەپەڕەستی کۆماڕی ئیسلامی ئێران،رۆژبەرۆژگووشاردەخاتەسەرژنان

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 



لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 13:29 توسط ..::کۆمار‌[ج.ر]::..

 

محبوبه مقدم، دانشجوي كارشناسي ارشد پژوهشگري مطالبات زنان، در همايش روز جهاني زن، روسپي‌‏گري را يكي از آسيب‌‏هاي اجتماعي زنان عنوان كرد: قربانيان روسپي‌‏گري در تهران به بالاترين حد خود رسيده و مكان‌‏هايي كه به شكار انسان‌‏ها نشسته‌‏اند، فقط در تهران به هشت هزار مورد مي‌‏رسد. روزانه 54 دختر 16 تا 25 ساله ايراني در كراچي خريد و فروش مي‌‏شوند و سر منشا اين فاجعه سياستي است كه باعث فقر و محروميت اكثريت جامعه شده است. مقدم، با اشاره به گزارش‌‏هاي مستندي كه در بعضي از مطبوعات كثيرالانشار چاپ شده، خاطرنشان كرد‌‏: اين گزارش‌‏ها گوياي دست داشتن برخي افراد ذي‌‏نفوذ در گسترش فحشاء است؛ زيرا باندهاي قاچاق كه دختران را با هواپيما به كشورهاي جنوب خليج فارس منتقل مي‌‏كنند، چگونه از اين تسهيلات برخوردار شده‌‏اند. وي افزود: تعداد دختران فراري در كشور دست كم به 300 هزار نفر مي‌‏رسد و قريب به 86 درصد دختران كه براي نخستين از منزل فرار مي‌‏كنند، مورد سوء‌‏استفاده جنسي قرار مي‌‏گيرند. مقدم، با بيان اين مطلب كه بيش از 8 ميليون زن ايراني در فقر مطلق زندگي مي‌‏كنند، خاطرنشان كرد‌‏: تعداد جوانان مبتلا به مشكلات رواني در ايران، بين 8 تا 10 ميليون نفر تخمين زده مي‌‏شود كه اكثر آنها را دختران تشكيل مي‌‏دهند. وي، با اعلام اين كه در ايران نسبت خودكشي در مقايسه با تمام كشورهاي جهان در بالاترين حد قرار داد، افزود: سالانه هفت هزار نفر خودكشي مي‌‏كنند كه بيشترشان زن هستند.اين پژوهشگر، با انتقاد از اينكه زنان در فعاليت‌‏هاي اجتماعي و سياسي نيز با وضعيت مطلوبي روبرو نيستند، اعلام كرد‌‏: بر اساس بررسي‌‏هاي كارشناسان، سهم زنان در بخش‌‏هاي مديريتي كشور تنها دو درصد است كه شايد ناشي از فقر عمومي در ايران باشد. وي، در پايان قطع‌‏نامه زنان را كه در 11 بند تدوين شده بود را اعلام كرد كه از اهم آن مي‌‏توان به ممنوع شدن تعداد زوجات, حق شركت در مسابقات ورزشي و فعاليت‌‏هاي هنري براي زنان و اينكه زنان در انتخاب لباس و پوشش خود كاملا آزاد ب



لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 7:28 توسط ..::کۆمار‌[ج.ر]::..

نويسنده: گروه خبر زنستان
كمپين «‌يك ميليون امضاء براي تغيير قوانين تبعيضآميز» يكشنبه 5 شهريور با برگزاري نشست «تاثير قوانين بر زندگي زنان» آغاز به كار مي كند.
اين كمپين كه در راستاي پيگيري قطعنامه تجمع 22 خرداد ، از سوي جمعي از فعالان جنبش زنان تدارك ديده شده است، تلاشي وسيع براي تغيير قوانين ناعادلانه و زن ستيز است و در نظر دارد با جمع آوري يك ميليون امضاء، فراگير بودن اين خواسته در لايه هاي مختلف جامعه را اعلام كند.کار رو در رو با زنان ایرانی در سطح گسترده، آگاهی از نیازها و مشکلات حقوقي آنها در زندگی روزمره و در نهایت افزایش آگاهی و حساسیت آنان در زمینه مسائل حقوقی و نابرابری های حقوقی زنان و مردان نيز از ديگر اهداف اين كمپين هستند كه از طريق ارتباط چهره به چهره براي جمع آوري امضاها دنبال مي‌شوند.
در اين نشست جمعي از وكلا، دانشگاهيان، هنرمندان و نويسندگان پيرامون ضرورت تغيير قوانين تبعيض آميز حوزه زنان سخن خواهند گفت و فعالان زن شركت كننده در كمپين، اين طرح را معرفي مي‌كنند.
اولين جلسه از سلسله نشست‌هاي «تاثير قوانين بر زندگي زنان» يكشنبه 5 شهريور از ساعت 17 الي 20 در سالن موسسه رعد به نشاني: شهرك غرب، فاز 2، خيابان هرمزان، خيابان پيروزان جنوبي، روبروي خيابان ششم برگزار مي‌شود.



لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 7:13 توسط ..::کۆمار‌[ج.ر]::..

WOMEN OF IRAN ARISE!زنان ایران برخیزید

ترجمه چند مقاله انگلیسی در باره زنان ایران از سایت انگلیسی انتی ملا






زنان ایران برخیزید! اگر این مرد یک پا که در ویدیو انتهای مقاله دیده میشود میتواند اینکارها را بکند، شما نیز خواهید توانست آنچه لازم است بکنید.
زنان ایران نباید با اقدام امثال خانم نانسی پلوسی و کوندی رایس که خیانت به همه زنان میکنند امید و شهامت خود را از دست بدهند. صد و پنجاه هزار ، بله درست فهمیدید صد و پنجاه هزار نفر از شما را دستگیر میکنند، زیرا لباستان مطابق قانون مورد پسند این اسلامیست ها نبوده.


کاملأ واضح است که احمدی نژاد از یک برنامه ای که زنان را به قیام و برخورد با رژیم او تشویق میکرد ترسید و به درهم شکستن و ترسانیدن زنان پرداخت.
تنها تصور کنید چه میزانی از کار و کوشش را باید صرف دستگیری صد و پنجاه هزار زن در عرض یکی یا دو روز کرد؟ و مخصوصأ خشم و نفرنی که لازمه آنست را در نظر بگیرید.


پیام من به زنان ایران همانطور که در برنامه تلویزیون ایرانی خود گفته ام علاوه بر اینکه باید تشکیلات خود را تنظیم کنند چنین اس
1- لازم نیست که شما زنان به خیابانها برای اعتراض بروید تا توسط آخوندها دستگیر بشوید و کتک بخورید و یا مورد تجاوز قرار گیرید و از شما هتک حرمت بشود، تا بتوانید بگونه ای مؤثر با رژیم مقابله و برخورد کنید.

2- باید باور کنید که بسیار بیش از آنچه تصور میکنید دارای قدرت هستید. شما قادرید زندگی را برای مردان تخلف کار و بی توجه به سرنوشت زنان به جهنم تبدیل کنید. البته هوشیارانه زیرا ملاها طلاق را برای مردان آسان کرده اند لذا بهتر است با هوشمندی اینکارها را بکنید. باید بدانید اینکه عاقبت فقیر و تنها در خیابانها بمانید کمکی به راندن ملاها از قدرت نخواهد کرد. لذا هوشیار باشید نه سهل انگار.
3- به مردان خود مکررآ شکایت و اعتراض بر رفتار بدی که نسبت به خواهران هموطنتان میشود بکنید.

آنان را بر ضد این جنایات تحریک کنید و با شکایت های خود راحتی و آرامش را از آنان سلب کنید تا ناچارأ دست از بی تفاوتی بردارند و به شما توجه کنند و با شما همراهی کنند. شما این کار را بلدید که چگونه به آنان بابت عدم همکاریشان با زنان غرولند کنید و به آنان سرکوفت بزنید. مخصوصأ به مردانگی و غرور آنان حمله کنید.
4- زنان صندوق اسرار خانواده اند ، همه آنچه که در غیاب مردان در خانه و محله اتفاق می افتد و یا آن اخباری که مردان چون به خانه باز گردند در اختیارشما میگذارند، حتی اگر مستقیمأ به شما نگویند شما غیر مستقیم از گفتگوی آنان با دیگران این اسرار را می فهمید.
تا وقتی شما این اسرار را در سکوت نگهدارید و آنچه آنان در تاریکی میکنند باز نکرده و پنهان کنید آنان به جنایات خود در تاریکی ادامه میدهند اما چون این رژیم که محکوم به رفتن است رفت آنوقت دیگر کسی نخواهد بود که بر شما و خانواده شما ترحم کند زیرا شما بر آنان رحمی نکرده اید. اما اگر از جنایات مردان خود جلوگیری کنید آنان را از خطر محفوظ داشته اید
با سکوت خود اجازه ندهید که آنان به جنایات وحشتناک بر علیه خواهران و برادران هموطن شما بدستور مشتی آخوند وحشی ادامه دهند و برای خانواده شما بدبختی درست کنند.
5- شما منتظرید آمریکا یا غرب به کمک شما بیاید اما ابتدا آنها منتظرند از جانب شما حرکتی ببینند تا به آنها ثابت شود که لیاقت این کار را دارید.

باز هم تکرار میکنم لزومی ندارد به تظاهرات در خیابانها بپردازید تا آزادی بدست آورید ، بلکه لازم است با کوشش شما ، خبر اسرار مخفیانه جنایات رژیم و بد بختی شما از دست این حکومت از مرزها بگذرد و به دنیای غرب برسد.
از همه اطلاعاتی که ممکن است بنوعی بدرد خور باشد نت برداری کنید، مانند شماره ماشین و یا اسم یا اسامی مستعارهر مأمور دولت که بد رفتاری میکند و آذار میدهد و یا محل کار و خانه آنها و یا اگر همسایه شما هستند، و اگر میتوانید شماره تلفن آنها را بدست آورید و یا اینکه مسیر و زمان رفت و آمد آنان را بدست آورید. هر ذره کوچک اطلاعات چون با ذرات دیگر ادغام خواهد شد دریائی از اطلاعات در
اختیارمان میگذارد تا اولأ از آنها استفاده کنیم ثانیأ راه مبارزه با آنها را بیابیم و بعد هم با مجموعه این اطلاعات به براندازی رژیم و تنبیه جنایات کاران میتوان پرداخت .
هر نوع اطلاعات در مورد آنها و فامیلشان و حتی اگر فامیل خود شما باشند را یاد داشت کنید. یادتان باشد که ممکن است این اطلاعات یک روز تنها راه نجات آنها باشد.
آمریکا چندین ناو هواپیما بر در مرزهای آبی ایران دارد با صدها هواپیماهای جنگی و هزاران نظامی هوا دریا. بیاد داشته باشید که اینها را برای تفریح به آنجا نیاورده لذا انتخاب اینکه شما در کدام صف مبارزه هستید با شماست
7- در ضمن اینکه اطلاعات جمع آوری میکنید با زنان همسایه و فامیل خود تماس بگیرید و به گفتگو بپردازید مخصوصأ با آنها که تصور میکیند همفکر شما هستند. مواظب افراد احمق و کم شعور باشید چون طرفداران این رژیم تنها احمقها هستند و ممکن است به شما خیانت کنند. بهر جهت ناچارید کمی خطرکنید اما خیلی هوشیارانه این کار را بکنید ، همیشه جای فرار برای خود بگذارید که بتوانید سخن خود را بگونه ای عوض کنید.
8- دست آخر هم راهی بیابید که بتوانید اطلاعات جمع آوری شده را برای ما در غرب بفرستید . فعلآ تا اطلاع ثانوی به تلویزیون هخا یا رادیو صدای ایران یا به سایت اینرنتی انتی ملا دات کام تا ارتباطات دیگری در اختیار ما قرار گیرد . ما هم آنها را منتشر خواهیم کرد.
این کار را از طرق مختلف میتوانید بکنید. از طریق ایمیل های کوتاه که تنها نوشته است بدون عکس زیرا با کند کردن اینترنت در ایران فرستادن عکس بسیار مشکل و وقت گیر است . بهتر است عکسها را برای بعد نگهدارید.برای وقتی که اثبات از طریق عکس لازم است. بهترین راه اینست که این ایمیلها را ذره ذره برای اقوام خود در خارج بفرستید. و گاهی با تلفن بهر جای دنیا که ممکن است بفرستید تا آنها هم برای ما بفرستند.

باید دانست که جنگ برای آزادی نمیتواند خالی از خطر باشد اما باید دانست که آزادی مجانی بدست نمی آید.
بیاد داشته باشید که اگر بتوانید کمک کنید که اعمال این رژیم جنایت کار از تاریکی به روشنائی کشیده شده و در معرض دید عموم قرار گیرد و اگر آنان که این جنایات را مرتکب میشوند ببینند که جزئیات کار و اطلاعات در باره آنان با اسم و رسم و مشخصات و جزئیات جنایاتشان بلافاصله در اینترنت گذاشته شده و همه دنیا به آن دست رسی دارند و همه کشورها میتوانند از سابقه آنها با خبر شوند لذا در صورت احتیاج هیچ جای دنیا جای نخواهند داشت، ابتدا مردد میشوند و بعد میترسند که به مردم صدمه بزنند.
شما در این صورت رلی بزرگ در نجات خواهران خود بازی کرده اید و کمک کرده اید که رژیم جنون آمیز احمدی نژاد سرنگون شود، البته همراه با پاسدارانش و آیت الله های حجتیه اش که کوچکترین اعتنائی به سرنوشت شما و نجاتتان ندارند.
بیاد داشته باشید که در ذهن دیوانه آنها مرگ شما اگر بتواند موجب آوردن امام دوازدهم آنها بشود پسندیده است و بهتر میدانند که شما بمیرید. نه برای امروز و نه برای فردای شما هیچ تضمینی ندارند بلکه مرگی مداوم را همراه با ظلم و ستم و بدبختی بشما هدیه میکنند . تجاوز به ناموس و کتک خوردن بخشی از زندگی نکبت بار زن مسلمان ایرانست.

هیچ کس جز خود را مقصر ندان ، اگر کاری ولو بسیار کوچک همانند همین پیشنهاد من در حق خود نمی کنی که آزادی را بدست آوری، پس مقصری.
به مردی که در این ودیو او را می بینید توجه کنید اگر او قادر است آن کارها را بکند شما هم قادر خواهید بود. بیاد داشته باشید که حرکت مقاومتی شما یک شبه نتیجه نخواهد داد. اما همچنان که قدرت شما را بالا میبرد ، قدرت آیت الله های دیوانه بهمان نسبت کم و کمتر خواهد شد.

این فرمول یا الگوئی است که بطور کلی راهنمائی میکند و باید در هر مورد خاصی آنرا خود تنظیم و تطبیق دهید، برای هر خانه یا هر خانواده یا در هر محله باید بهترین راه را برای مقاومت پیدا کرد و فهمید چگونه میتواند بیشتر مؤثر باشد و چطور میتوان آنرا توسعه بخشید و چگونه باید آنرا بکار برد تا زنان آزادی خواه ایران به آرزوی خود برسنذ.
صد و پنجاه هزار زن در ایران دستگیر شدند.
توجه کنید ، نانسی پلوسی میخواهد با این اسلامی هائی که از قرون سیاه وسطی آمده اند حرف بزند ؟ یعنی به ایران پرواز کند که با اینها مذاکره کند؟ واقعأ جالب است . خانم پلوسی لطفأ کمی شعور پیدا کنید ! کمی لیاقت پیدا کنید و از زنان حمایت کنید آیا فراموش کرده اید که خود شما هم یک زن هستید؟ یا دست کم قبلآ لااقل یک زن بودید.

آهای خانم کوندی رایس جنابعالی هم باندازه خانم سکرتری استیت زن هستید. شما هم پیشنهاد مذاکره با این حیوانات را داده اید.
سرکار خانم باور کنید آنها در موضع خود ایستادگی خواهند کرد صرفنظر از هر نوع بحث و جدلی که با شما داشته باشند.
یا باید باور کنیم که شما خود و مملکت تان را هم در موقعیتی قرار میدهید که وحشیانه مورد حمله قرار گیرید.
نه تنها شما بلکه هیچکس قادر نخواهد بود با این لاشخوران اسلامی ایران که اشتهای سیری ناپذیر دارند کاری بکند یا از پس آنها بر آید. بلکه تنها کاری که با این رشوه دادن به اینها خواهید کرد اینست که دندان های اینها را تیزتر خواهید کرد. بسیار آسان تر است که با اتحاد جماهیر شوروی سابق منطقی صحبت کرد تا با این اسلامی های کفتار صفت.

آی گروه های مبارز برای حقوق زنان در غرب، این سکوت و کری شما بهر چیست؟ آیا اگر این فجایع هنوز به دم خانه شما نرسیده دیگر اشکالی ندارد
کمی پائین تر تصویر زنی را می بینید که او را دستگیر کرده اند زیرا زیباست.


تهران بیست و ششم آپریل – حدود صد و پنجاه هزار زن در ایران توقیف شده اند بعنوان اینکه رعایت قوانین شدید پوشش اسلامی را نکرده اید ، مقامات بالای پلیس اعلام کرده اند " در چهار روز اولیه [از هنگام دستور قانون پوشش] ما صد و پنجاه هزار زن که پوشش اسلامی کامل نداشتند را دستگیرکردیم ، البته بعد از اینکه به خطاهائی که به آنها دیکته شد کتبأ اعتراف کردند و امضاء دادند که پوزش می طلبند، بعضی رها شدند. " تیمسار اسماعیل احمدی مقدم این مطالب را به خبرنگاران گفته است.
تعدادی از زنان که هنوز بدرستی معلوم نیست که چند نفر هستند به زندان منتقل شدند این زنان را به اجبار تحت روان درمانی قرار داده اند.( البته از طریق نمونه های مرسوم مانند تجاوز ناموسی مکرر و کتک زدن و اهانت که از نظر آنها درمانی است برای آموزش اینکه آنها را در مورد رفتارشان در اماکن عمومی بهراسانند. در اصل همانند گولاگها در اتحاد جماهیر شوروی و تیمارستانها .)
بنا بگفته مقدم " هنوز 13 نفر از زنان ایران در زندانها نگهداری میشود و باید محاکمه شوند در حالیکه گفته میشود خیلی بیش از این ها از تعداد صدوپنجاه هزار نفر در زندانها باقی مانده اند




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 7:3 توسط ..::کۆمار‌[ج.ر]::..

تصور كن

اگه حتي تصور کردنش سخته

جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخت خوشبخته

   جهانی که تو اون پول

و نژاد

و قدرت

 ارزش نیست

جواب همصدایی ها

 پلیس ضد شورش نیست

نه بمب هسته ای داره ، نه بمب افکن ، نه خمپاره

 دیگه هیچ بچه ای پاشو روی مین جا نمیزاره

همه آزد آزادند

همه بی درد بی دردند

تو روزنامه نمیخونی نهنگ ها خودکشی کردند

 

جهانی رو تصور کن, بدون نفرت و باروت

بدون ظلم خود کامه

بدون وحشت و تابوت

جهانی رو تصور کن پر از لبخند و آزادی

 

لبالب از گل و بوسه

پر از تکرار آبادی تصور کن اگه حتی تصور کردنش جرمه

اگه با بردن اسمش گلو پر میشه از سرمه

 

تصور کن جهانی رو که توش زندان یه افسانه ست

تمام جنگهای دنیا شدن ,مشمول آتش بس

کسی آقای عالم نیست

برابر با همن مردم

دیگه سهم هر انسانه

تن هر دونه گندم

 بدون مرز و محدوده ،

وطن یعنی همه دنیا

تصور کن تو می تونی بشی تعبیر این رویا !!!!! 



لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 6:53 توسط ..::کۆمار‌[ج.ر]::..

ما به مد ولباس جوانان کاری نداریم!!!!!!
 نمیدونم تا حالا سیاسی ننوشته بودم اما چیزی دیدم که از آدم بودن خودم خسته شدم

 اولین عکس رو تو وبلاگ سعید دیدم بعد توی سایت کانون زنان ایران...

  دیدم شعر نوشتن دیگه فایده نداره تا کی خودمو پشت شاعرانه ها قایم کنم و چشمامو ببندم

درگيري خونين پليس با زنان در ميدان هفت تير تهران

 كانون زنان ايراني :تذكر ماموران نيروي انتظامي به دختران جوان در مورد بدحجابي باعث درگيري در ميدان هفت تير تهران شد.

يكشنبه صبح و عصر در پي اجراي طرح مبارزه با بدحجابي تعدادي از ماموران وي‍ژه اين طرح با دختران جوان درگير شدند. به گفته شاهدان عيني، ماموران سعي در دستگيري و بازداشت اين زنان داشتند و با مقاومت آنان چند تن از مردان حاضر در ميدان هفت تير نيز با ماموران به بحث پرداختند.

يكي از مغازه داران ميدان هفت تير در اين باره گفت: "ماموران زن به سه دختر25 تا 30 ساله در باره حجابشان تذكر دادند، اما اين تذكر با لحن تندي انجام گرفت كه باعث برانگيختن واكنش آنها شد.
يك پليس زن سعي داشت با كشيدن دست يكي از دختران سعي در سوار كردن او به ماشين داشته باشد، اما او حاضر به سوار شدن نبود. مامور مرد هم با پاي خود به ساق پاي زن جوان زد. اين ماجرا باعث دخالت مردم شد. اين سه زن سرانجام توسط حاضران در ميدان هفت تير از صحنه خارج شدند و با يك ماشين سمند از صحنه دور شدند."



لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 6:22 توسط ..::کۆمار‌[ج.ر]::..